eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
درد دندونم که شروع میشه دوست دارم از زندگی لفت بدم!!
|امـ... ـا بعد|
دعوتم کن! به لبخندی. ویسی با صدایت. یک فنجان چای هل دار. نامه ای کوتاه و آمده از دلت. و هرآنچه
چرا یکیتون نیومد بگه من؟! همتون فرض کردید یکی که حتما باید پسر باشه وارد زندگیم شده! من نه تنها ورودی های زندگیم رو بستم بلکه با خیلی از حضار قدیمی هم خداحافظی کردم!!😂
"عیدی اچ دی"؛ تاک شو جدیده! مثل بقیه شون مسخره ست ولی باز کمی متفاوت(البته این تلاش بیش از حدشون برای متفاوت بودن هم تو ذوق میزنه!) چون فراستیِ متفاوت که نسل من (شاید فقط خود من) خیلی نمیشناستش، همیشه برام مبهم بوده و دوست داشتم درباره خودش و نگاهش و...بدونم،ولی خب بهایی به این دوست داشتنیم نداده بودم، نگاهش کردم. خوب بود که کوتاه بود ولی جداً اگر فراستی مهمانشون نبود احتمالا فقط ربع ساعتش رو نگاه میکردم./: طرفداران مسعود فراستی چطور تحملش میکنن! این حجم بی قاعدگی برای ذهن اصول گرای من نامفهوم بود.ولی منکر باحالی اش نیستم. مخاطب امیرحسین قیاسی نبودم ونیستم اما لوس بود، لوس تر نشده؟!
این همه نوشتم که سعی کنم ذهنم رو از درد دندونم دور کنم!!
برام کار تراشیدن.حالا میرم ۱ساعت ذهنم رو دور میکنم. برمیگردم باید بشینم چشم توچشم درد دندون و تشنگی و گشنگی! خواب؟ کل دیشب رو خوابیدم!):
چرا همه مشهدن. پس ما چی؟)):
ولی الان از لحاظ روحی نیاز داشتم ورژن مرتبِ اتاقم رو ببینم، نه ورژن بهم ریخته!
_مغز و ذهن ما در عین پیچیدگی و باهوشی راحت تر از چیزی که فکرش رو بکنید هم گول می‌خوره! _مثلا حدود ۱ساعت پیش احساس میکردم غم عالم توی دلم جمع شده و کم کم داشتم بدخلق میشدم و بهونه گیر!اتاقم بازار شام نبود ولی دوست داشتم حتی یک روسری هم روی دسته مبل و یک کتاب هم خارج از کتابخونه نبینم! و با وجود تمایل بسیاااااار شدیدم به رفتن زیر پتو و میز، شروع کردم مرتب کردن اطرافم.(صوت های روایت انسانِ استاد نخعی این ۱ساعت و نیم رو جذابتر کرد!*)الان سبکم، ذهنم آرومه،لبخند راحتتر میاد به لبم. _خیلی کلیشه‌ای و ساده به نظر میاد ولی وقتی جنبه بیرونی و فیزیکی زندگی تون مرتب شده مغز احساس می‌کنه اوضاع روانتون هم مرتب‌تره و وضعیت بهتره. _وقتی وسط یه کوه کتاب و لباس و یه عالمه ظرف نَشُسته تلاش میکنیم تمرکز کنیم، مغزمون هی فکر میکنه همه دنیا به همین بهم ریختگیه. .
شوقاً غریب... 🕊