eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
برام کار تراشیدن.حالا میرم ۱ساعت ذهنم رو دور میکنم. برمیگردم باید بشینم چشم توچشم درد دندون و تشنگی و گشنگی! خواب؟ کل دیشب رو خوابیدم!):
چرا همه مشهدن. پس ما چی؟)):
ولی الان از لحاظ روحی نیاز داشتم ورژن مرتبِ اتاقم رو ببینم، نه ورژن بهم ریخته!
_مغز و ذهن ما در عین پیچیدگی و باهوشی راحت تر از چیزی که فکرش رو بکنید هم گول می‌خوره! _مثلا حدود ۱ساعت پیش احساس میکردم غم عالم توی دلم جمع شده و کم کم داشتم بدخلق میشدم و بهونه گیر!اتاقم بازار شام نبود ولی دوست داشتم حتی یک روسری هم روی دسته مبل و یک کتاب هم خارج از کتابخونه نبینم! و با وجود تمایل بسیاااااار شدیدم به رفتن زیر پتو و میز، شروع کردم مرتب کردن اطرافم.(صوت های روایت انسانِ استاد نخعی این ۱ساعت و نیم رو جذابتر کرد!*)الان سبکم، ذهنم آرومه،لبخند راحتتر میاد به لبم. _خیلی کلیشه‌ای و ساده به نظر میاد ولی وقتی جنبه بیرونی و فیزیکی زندگی تون مرتب شده مغز احساس می‌کنه اوضاع روانتون هم مرتب‌تره و وضعیت بهتره. _وقتی وسط یه کوه کتاب و لباس و یه عالمه ظرف نَشُسته تلاش میکنیم تمرکز کنیم، مغزمون هی فکر میکنه همه دنیا به همین بهم ریختگیه. .
شوقاً غریب... 🕊
پرستو نوشت؛ کمتر از دویست سال دیگه، هیچ‌کس ما رو یادش نمیاد. محوِ محو می‌شیم. دیگه فاتحه‌خونی روی زمین نداریم. کمترکسی انقدر بامعرفته که وسط دعاهای فوری‌فوتی‌ش، سرِ حوصله، اجدادش رو یاد کنه و «خدا بیامرز»ش به ما برسه. امشب حتماً برای همهٔ عاشقان اهل بیت، برای همهٔ محبان امیرالمؤمنین که دیگه فاتحه‌خونی ندارن، دعا کنیم و قرآن بخونیم. سه تا توحید در حکم یه ختم قرآنه. بخونیم براشون. شاید حسرتشونه برگردن یه سورهٔ قدر در شب قدر بخونن. بخونیم براشون. وقتی یه اسم نیمه‌محوشده روی یه سنگ ترک‌خورده‌ شدیم که تاریخ وفاتش مال یه قرن پیشه، خدا تلافی می‌کنه. قول می‌دم. https://t.me/takooch
نیره سادات گفت؛ یا مُقَدِّرَ الخَیْر یا رازِقَ الخَیْر این ذکر رو این شب ها، زبانی، بدون تسبیح هر چقدر که تونستید حین کار، نشستن، دراز کشیدن، بخونید. https://t.me/sitaloopram/20670
دلم کتاب مقتل میخواد....
طاحت الخيمة الچبيرة سافر العشنه إعله خيره
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چشمانم خیره بود بهـ نورشان، تمام شب. نرگس، آب میشوند از داغِ سوختنِ بندِ دل، تو چی؟!