eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
101 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
تصبحون علی الخیر. 🫧
پیش از تو رسم بود پیامبران عصا اژدها کنند؛ دریا بشکافند؛ طوفان به راه اندازند؛ آتش را باغستان کنند. تاریخ میگوید شب میلاد تو اما همه پادشاهان، از خسرو ایران تا قیصر روم و امپراطور چین و دیگران لکنت گرفتند. لال شدند چندساعتی. کاهنان نیمه‌شب لباس پوشیدند؛  تاروت و مهره و عود برداشتند و آتش انداختند. دودها که خوابید، گفتند مولود امشب با خود کلمه آورده؛ کلمه! آری پیش از تو در جهان کلمه نبود. جهان سراسر سکوت بود؛ بدون هیچ حرف! تو آمدی. میان شمشیرهای آختهٔ از نیام بیرون‌آمده. میان بردگان و کنیزان سیاه؛ زیر شکنجه‌های سنگین اشراف. میان زن‌های کبودچهره از تازیانه‌های متعدد شوهران. میان قبرهای کوچک خالی؛ آماده برای دفن فوری دخترکان قبیله. تو آمدی. بر دامنه کوه ایستادی و کلمه‌هایت را گفتی. رود شد. جاری شد در میان شهر. بردگان را از حضیض شکنجه‌ بیرون کشیدی و بر مسندها نشاندی. مردان را از چشمه کلمه‌هایت نوشاندی. شلاق‌ها را غلاف کردند و بوسه پشیمانی بر کبودی‌های زنان ریحانه‌‌سان زدند. تو آمدی. در قبرهای کوچک خالی، کلمه کاشتی. جوانه زد و درخت شد. دخترکان، بزرگ شدند و در سایه‌اش بازی کردند. درخت کلمه‌هایت میوه داده محمد(ص)! شجره طیبه‌ای شده تناور و سبز و پربرگ؛ با سایه‌ای خنک. تیشه‌ها بر آن اثر نمی‌کند. آتش‌ها نمی‌سوزاندش. هیچاهیچ. و ما امت تو؛ امت بزرگ و قدرتمند تو؛ از همه رنگ‌ها و در همه لباس‌ها؛ در خنکای سایه‌سار شجره‌ات، ایستاده‌ایم. بیرق کوچک مخفی در شعب و کوخ‌های قریش‌ات را حالا بر سر دست گرفته‌ایم به دنبال فتح. هیچ متوقف‌مان نمی‌کند. کلمه‌هایت را در گوش هم زمزمه میکنیم تا به گوش عالم برسانیم؛ و تو را ندیده، همگی پذیرفته‌ایم که هنوز در جهان سکه‌ به نام محمد است. کاهنان درست گفته بودند. مولود آن شب، با خود کلمه آورده بود؛ کلمه! «مهدی مولایی»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عیدتـــوووون مباااااارررررک. 🐳🫧
هدایت شده از گروه فرهنگیِ نخیل🌴
📚✏️ اسلامی که مستضعفان را امیدوار نکند اسلام نیست... "رهبر انقلاب" 🖇طرح جمع آوری لوازم تحریر نو و نسبتا نو برای دانش‌آموزان کم‌برخوردار مهلت هماهنگی و تحویل تا ۲۴ شهریور ماه 📲@adminnakhil 💌شماره کارت جهت برای تهیه نوشت افزار ۱۰۰ سهم ۷۲ هزار تومنی
6219861939813605
به نام "فائزی" "گروه فرهنگی نخـــ🌴ـــیل" @nakhil_group
|امـ... ـا بعد|
••• ۱۰ از ۶۳••• #چند_از_چند از "بازمانده‌روز" نوشتن سخت است، مثلِ خواندنش. کتابی شخصیت محور است، ا
دارم تلاش میکنم برای کتاب خوانده شده و حتی خاک گرفته‌ی بعد از "بازمانده روز" چیزکی بنویسم. اما همه ماجرای داستان در عنوان کتاب خلاصه شده: "جنایت های زن و شوهری".... چی بگم دربارش خوبه؟! 😂
•••۱۱ از ۶۳••• در ترم جدید، یک هفته به نوشتن"گفت و گو" و "دیالوگ" اختصاص داشت. تاالان که در هفته های نهایی ترم هستیم،حین نوشتنِ تمرین ها برای نکات و تکنیک های بعدی متوجه شدم که چقدر"دیالوگ نوشتن" را دوست دارم.با توجه به نمایش نامه بودن خرده جنایت های زناشوهری،کتاب با دیالوگ شروع میشود، با دیالوگ ادامه پیدا میکند و با دیالوگ تمام میشود.(: اشتباه نکنید، دیالوگ محور بودنِ متن از تعلیقِ داستان کم نکرده است، اگر فرصت داشته باشید حتی میتوانید در یک نفس خوانی ۸۸صفحه را تمام کنید. مردی فراموشی گرفته است و همسرش با بازگویی جزئیات، قصد دارد به او کمک کند. اما مرد متوجه میشود که یک جایِ این داستان ها می لنگد.در طول مطالعه، شما صرفا کتاب نمیخوانید، شاهد یک روانکاوی شخصیت نیز هستید. 🫧 کتاب ایده جذابی داشت اما لطفا توجه کنید که به سبب نسبیتِ بین شخصیت ها، یک سری اشاراتِ متاهلانه داشت.بعضی دوستان کتاب را مناسب متاهلین و بزرگسال دانستند. 👩🏻‍🦯 . .
نمیدانی چه ناگفته هایی در کُنجِ دلم هست منتظرند بیایی و بعد بالغ شوند. . .
••• ۱۲ از ۶۳••• کتاب"سرزمین مقدس"اولین تجربه کمیک، دربزرگسالی ام بود.تجربه ای که خواهانِ تکرارش هستم. خودم را برای مطالعات و تفکر در باب مسئله اول جهان، فسلطین متعهد کردم. امااگر سرزمین مقدس انتخاب حلقه نبود احتمالا تا مدت ها سمتش نمی رفتم. نکته جذاب کتاب این بود که فلسطین با قالب متفاوت و از نگاه کسی غیر از یهودی و مسلمان معرفی شد. آقای گی دولیل، اسمی که در ذهنم ماندگار شد، مسافری ست که سفرنامه هایش را با فَنی جذاب"کارتونی"به تصویر می کشد. ابهام و سوالات زیادی در طی این سفر تصویری پیش آمد، چرا و چطور های فراوان! فارغ از زبان کتاب، او سفری به سرزمینی دارد که مسئله جهان است، شاید در ان زمان مسئله اول نبود_که همین نکته از سیاهیِ بطنِ دنیاست_اما حضور در انجا یعنی باید موضعی داشت و انتخاب او "بی طرفی بود. من در ماجراجویی های او نگاه جانبدارانه دریافت کردم،پس بی طرفی اش" ناخالصی"داشت! همین. . .
عجب شنبه ای بود. ذهنم میدانِ جنگ بود، میانِ عقلِ تنها و لشکر ترس ها. .
موضوع اولین کتابم را انتخاب کردم،میخواهم از"ماجراهایِ من و قنادی"بنویسم! قطعا یک فصل را به سفارشاتِ پردردسر اختصاص میدم، مثلا کیکِ عروسِ امروز. 🎂 پ. ن؛ از اول تا آخر مسیر همیطوری کیک رو گرفته بودم.تمام بدنم منقبض بود.و با هر مانع و چاله چوله در مسیر سکته ریزی رد میکردم.😮‍💨 و درنهایت حس جذابی بود.((((: . . . .