eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
102 دنبال‌کننده
460 عکس
74 ویدیو
6 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش انقدر خسته نبودم. وگرنهـ این مسیر نسبتا طولانی رو پیاده روی میکردم. .
میدانی جانِ من. من تو را دوست دارم. اما ببخش کهـ لب از لب باز نمیکنم تا این ترکیب دوکلمه ای راروح ذاتا شفاگر را بگویم. ببخش مرا و بدان نگفتنم برای محافظت است.از احساساتمان در برابر خاموش شدن. ادامه دارد.... .
عجــم علــوی: حاشیه‌نگاری از مراسمی جذاب و متفاوت در عراق! اطراف حرم پر از جوان‌هایی شاد و خندان، با لباس‌های متحدالشکل است. جمعیتی دوهزار نفره. پسرها با کت و شلوار مشکی و پیرهنی سفید و کراواتی سرخ. آنطرف‌تر، دخترها با چادر عربی. همه مشغول خنده و سلفی و آغوش و عکس یادگاری‌اند. هنوز غبار ۲۵ سالگی بر چهره هیچ‌کدامشان ننشسته. شادند. با هم شوخی میکنند و از دست هم فرار می‌کنند و بلند بلند می‌خندند. چیزی نمانده بال دربیاورند و در آسمان،همدیگر را دنبال کنند. اینجا چه‌خبر است؟ مسئولان مراسم، به‌خط‌شان میکنند و از داخل کیسه‌ای، به هرکدام یک کلاه می‌دهند. کلاه فارغ‌التحصیلی. حالا دیگر همه زواری که از این حوالی می‌گذرند، می‌دانند اینجا چه‌خبر است: «جشن فارغ‌التحصیلی دانشجویان سراسر عراق؛ در بین‌الحرمین». عنوان دهن‌پرکن و مراسم حسرت‌زایی است انصافا.
|امـ... ـا بعد|
عجــم علــوی: حاشیه‌نگاری از مراسمی جذاب و متفاوت در عراق! اطراف حرم پر از جوان‌هایی شاد و خندان،
هنوز چند ساعتی تا شروع رسمی مراسم مانده. پس زیر چادرهای برزنتی مسقف اطراف حرم جمع می‌شوند و جمع‌خوانی یک شعر یا به‌قول خودشان «تنشید» را تمرین می‌کنند. چندبار تک‌تک کارهایی که باید در مراسم انجام دهند را باهم مرور می‌کنند که کسی تپق نزند. بنر بزرگی را روی سر باز میکنند. ظاهرا قرار است در بین‌الحرمین هم باز کنند برای تصویربرداری هوایی. تصویری بزرگ از آیت‌الله سیستانی و پرچم عراق و پرچم فلسطین در دوطرف. به‌غایت شکوهمند و نقطه‌زن. اقتضای دانشجویی این است که تا شروع مراسم رسمی، اکیپ‌های رفاقتی، یواشکی برنامه تمرین‌ها را بپیچانند و به حرم بروند. حدسم درست است. می‌پیچند. در صف کفشداری دو دانشجو جلوی من هستند. روی کلاه یکی‌شان نوشته« سیدی انا الصغیر الذی ربّیته». آقای من. من همان طفلی‌ام که شما تربیت‌ام کردی و بدین‌جا رساندی. روی کلاه آن‌یکی نوشته« نصرتی لکم معدة» یعنی حالا که درس‌خوانده و متخصص شده‌ام، حالا نصرت من برای شما آماده است. سر صحبت را باز میکنم. دست‌وپا شکسته تبریک میگویم و می‌پرسم حضور در مراسم برای همه دانشجوها اجباری بوده؟ میخندند. اجباری؟ میگویند همه مشتاق حضور در مراسم‌اند. چندبرابر ظرفیت ثبت نام می‌کنند و فقط عده معدودی پس از عبور از فیلترهای خاص، توفیق حضور پیدا میکنند. لطف «امام عباس» بود که ما را پذیرفت. رشته‌هایشان را می‌پرسم. مهندس‌اند. ذهن ایرانی‌ام زود می‌پرسد قصد مهاجرت به اروپا ندارید؟ کاغذ سوگندنامه‌ای که در دست‌شان دارند نشانم میدهند. قرار است در مراسم بخوانند ولی جلوجلو آمده‌اند خودشان پیش عباس قسم بخورند. دست میگذارند روی سطری که نوشته «سوگند یاد میکنم در خدمت وطنم باشم». با خنده، طوری که مطمئن شوند منظورشان را فهمیده‌ام، میگویند «اروپا لا». گوشی را می‌دهند ازشان عکس یادگاری بگیرم. از هم جدا می‌شویم. دور حرم می‌چرخم و به چیزهایی که دیده‌ام فکر میکنم. به چیزهایی که ما کمتر داریم. مراسم عظیم فارغ التحصیلی در حرم! حضور بدون اجبار دانشجویان. تقید دیوانه‌وار نسل جوان به اهل‌بیت. دغدغه‌مندی برای فلسطین و جهان اسلام. سودای خدمت به وطن در دانشجو. مهاجرت لا. اروپا لا. .
شرمنده ام اگر تا قبل از این عراق یک ذره در نظرم ضعیف بوده و الان بنظرم از قوی ترین هایِ عالم است.
اشتباه اینجاست کهـ ضعف و قوت را بر حسب ملاک های مادی و دنیوی میسنجیم.ملاک هایی که هیچ ضمانتی ندارند برای بقا و جاودانگی!!
نچ! خیلی وقته چایی نخوردم!
بلاخره امروز تونستیم یه تایمی رو هماهنگ کنیم برای صحبت کردن.خیلی وقته همدیگهـ رو میشناسیم،در ظاهر تفاوتی باهم نداریم اما به جاش در افکار خیلییی متفاوتیم.این دفعه من تجربه کوتاه و کوچیکی درباره موضوع مدنظرش داشتم که میخواست باهاش درمیون بذارم و خب منم مشکلی نمیدیدم. صحبت کردیم، ایده هاش رو گفت، نظراتم رو گفتم، انتهای تماس ۴۷دقیقه ای مون بهش گفتم که هرزمان استارتش رو زدی کمکی خواستی بگو، معمولا شلوغم ولی اگر بتونم هستم. صراحتا گفت از تو کمکی نمیخوام. آچمز شدم. چرا؟! به شوخی گفت چون معتقده آدمی هستم کهـ بقیهـ رو مدیون خودم میکنم.خندیدم ولی خیلی بهش فکر کردم.و هنوز هم دارم بهش فکر میکنم. . .
یکی بیاد ترمز خوش بین بودن منو بکشه! 😂 .
یا خیلی خوش بین میشم یا خیلی بد بین.... 😐😂
ترجمه: اگر میلیون‌ها بار بمباران کنند، در خانه‌ام می‌نشینم و تکان نخواهم خورد. . . این مود تا ابد 😎🚬 . . ✍🏻آسیه تقوی پور.