eitaa logo
دانلود
امروز کاری که دلم رضا نبود ولی منطقم میگفتم تنها راهه انجام دادم. هنوز ذهنم درگیرشه که درست بود یا نه؟ کاشکی درست باشه.
یه تیکه از مسیری که داشتم میرفتم، به خودم گفتم کاشکی الان به یکی زنگ میزدم و مسیر رو تنها نبودم. همینجوری با خدا داشتم صحبت می‌کردم( اصلنم نترسیده بودم از حالم) که گوشیم زنگ خورد. برای بار nام ممنونم از خدای پر زور حواس جمع.
میدونی چیه؟ وقتی مامان پیشت نباشه، ساعت ده و نیم وقتی نصف یخچال رو خالی کردی و مطمئن شدی هیچی جای غذا رو نمیگیره، تازه تصمیم میگیری که خب شام چی درست کنم؟
[چای‌نعنا]
پاشدم یه پادکست پلی کردم، موهامو گوجه‌ای بستم و شام گذاشتم.
البته که پادکسته رو اصلا دوستش نداشتم تا نصفه گوش دادم، منتظر شدم دستم خالی شه قطعش کنم😒