دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
گیس و گیس کشی
اون یکی میگه وا خب به من چه
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
اون یکی میگه وا خب به من چه
منم برای برقراری صلح وارد میشم و یه چک به این میزنم یه چک به اون
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
آخی بمیرم
من خواهر بزرگترم 😼
پس این امتیاز رو دارم جفتشون رو تیکه تیکه کنم
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
عه تایم
خدایا یه سفر مشهد حق ما نیست؟:)))