و اندوه نبودنت آنچنان روی سینهام سنگینی میکند، که استخوانهای سینهام در آستانهی فروپاشیاند.
کاش چشمامو میبستم و بعد از باز کردنش میدیدم وسط همون خاطره ایم که دلم براش تنگ شده.
امیدوارم شب با تو مهربان باشد،
تو که روز در فرسودنت کم نگذاشت.
تو که از اندوه و خستگی حرف نزدی،
تا خوشحالیِ عزیزانت را خراب نکنی.
شبتون بخیر🤍.