در همان ایامِ طفلی قامتِ ما خم شده
بارِ غم بر شانههایِ کوچکم ماتم شده
ما که از آغازِ ره در چنگِ سختی سوختیم
خانهام از هجمهیِ این رنجها درهم شده
- از خودم انتظار ندارم که فراموشت کنم همین که به نبودنت عادت کردهام، کافیست.