هدایت شده از اتاقِ مبهمِ من
همه تقصیرا رو گردن بگیر و ناپدید شو، انگار اصلاً وجود نداشتی. تو نمیتونی چیزی رو به آدمی بفهمونی که خودش نمیخواد بفهمه.
کافه نادری.
قطعا اگر یک روزی نباشم از خاک من گلی خواهد رویید که تمامش بوی تورا میدهد . .
روزی که
کرما شروع به خوردن قلبم میکنن، طمع تو رو میچشن.
آدم است دیگر، هرچقدر هم که قوی باشد گاهی وقتها نیاز دارد
مچاله شود در آغوش کسی...
و اندوه نبودنت آنچنان روی سینهام سنگینی میکند، که استخوانهای سینهام در آستانهی فروپاشیاند.