چندین و چندمرتبه بعد از سقوط کردنم ، حالم از خودم بهم میخورد و ناراحت بودم ، اما ته این چاهِ سیاه ، امیدی هست . تو زندگی با آزمایشهای بزرگی رو به رو میشیم ، فکر کنم خدا این آزمایشها رو جلومون میذاره تا دوست و دشمن واقعی و تقلبی رو تشخیص بدیم .
خسته ، زخمی و از پا افتادهام ولی امیدوار مثل سربازی درحال مرگ ، که باور دارد به پیروزی .
ما چون ز دری پای کشیدیم ، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم
دیگه بهت راستشو میگم تامی ، دوست دارم
+منم باید بهت راستشو بگم گریس ، دیگه فایده نداره !