🔴 #بانگ_الله_اکبر و چند نکته
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
یه رفیق داشتم - و دارم! - که شدیداً مقید بود، هر آنچه مربوط به نظام و #جمهوری_اسلامی هست رو با تمام توان انجام بده. مناسبتهای ملی رو برای خودش یک فریضه میدونست و مراقب بود یک وقت توفیق انجامش رو از دست نده ...
بدون ذرهای اغراق، این روزها هر گونه دفاع از نظام توفیق میخواد و همه ما متناسب به ظرفمون این توفیق بهمون داده میشه ...
اما دو نکته درباره امشب؛
👈 حتماً خودمون رو مقید کنیم توفیق دفاع از نظام رو ولو صرفاً با حنجرههامون، ولو صرفاً با ندای #الله_اکبر از دست ندیم وگرنه میره تا سال دیگه ... خوبه که برای این کار، حتماً نیتمون رو صاف کنیم (اول به خودم میگم ...)
👈 امشب ممکنه شرکت در این فریضه، کسانی رو در اطراف ما خوشحال نکنه و بخوان با این کار مقابله کنن. خوبه که هوشمندی به خرج بدیم و اگر بددهنی و جسارتی به ما کردند، وارد بازیشون نشیم. چند دقیقهای اَدایِ فریضه کنیم و آماده بشیم برای راهپیمایی فردا ...
👈 شاید بد نباشه به یاد و با نیت یک شهید این کار رو انجام بدیم.
پینوشت: رفیق ما سال گذشته شب اول محرم آسمونی شد، اما رفاقت ما هنوز برقرار هست ...
#به_یاد_سجاد
#به_یاد_آرمان_علیوردی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
حمید کثیری
🔴 خاطرهای از #بانگ_الله_اکبر ساعت ۲۱
🔴 #حتما_بخونید
یکی از رفقا نوشته بود:
«تو محله ما خدا رو شکر تکبیرها بلند بود
اما دو تا خانواده هم بودن که شعار مخالف میدادن ...
ما هم بلندتر تکبیر میگفتیم، یکیشون سمت ما داد زد که شناساییتون کردیم ...
بعد از اینکه خوب تکبیرمونو گفتیم، گفتم بیا پایین تو کوچه.
رفتم پیشش، گفتم دیکتاتوری اگه اینه که منی که موافق نظامم تهدید میشم که شعار ندم و تویی که مخالفی شعارتو میدی این دیکتاتوری عین آزادیه، قفل کرد بنده خدا و شروع به صحبت کرد و ...
آخراش دیگه میخواست اونم بیاد تکبیر بگه 😂 خلاصه یه رفیق تو همسایههامون پیدا کردیم...»
حمیدکثیری