هدایت شده از Idk
مدتهاست که نوشتن این نامه رو عقب میندازم، نه از تردید، بیشتر از این حس که بعضی حرفها اگه زیادی زود گفته بشن، قبل از اینکه فهمیده بشن، تموم میشن. من خواستم این یکی بمونه، بچرخد توی ذهنم، جا باز کنه، بعد تبدیل به کلمه بشه.
نوشتنش برای این نیست که چیزی رو بهت ثابت کنم. نه اینکه بگم چه بوده،
یا چی میتونست باشه.فقط برای اینه که بعضی حسها اگه جایی ثبت نشن، آدم رو خسته میکنن. و این، راه آرومتری بود. شاید عجیب باشه، ولی بعضی آدمها بدون اینکه وارد زندگیت بشن، روی نگاهت به خیلی چیزها اثر میذارن.
نه با حرف، نه با حضور پررنگ، بلکه با همون فاصلهای که باعث میشه دقیقتر ببینی. تو از اون دستهای.
این نامه نه درخواست داره،
نه انتظار. حتی مطمئن نیستم وقتی میخونیش، چه حسی بهت میده.
ولی مطمئنم نوشتنش لازم بود.برای من.
و شاید،به شکلی که هیچوقت گفته نشه،
برای تو هم.
Yours: https://eitaa.com/Unmomentoo 🕯
هدایت شده از Idk
گاهی فکر میکنم بعضی آدمها وارد زندگی ما نمیشن که بمونن؛ میان تا یه لایه از ما رو بیدار کنن.
نه با اتفاق بزرگ، نه با حرفهای عجیب، بلکه با یه جور حضور که بعدش همهچیز یه ذره واضحتر میشه.
این نامه از همون وضوح میاد.
من مدتها چیزی نگفتم، نه بهخاطر نداشتن حرف، بهخاطر اینکه بعضی حرفها وقتی گفته میشن که دیگه فشار ندارن.
این یکی فشار نیست؛ یه جمعبندی آرومه. یه نگاه دوباره به چیزی که بیسروصدا اتفاق افتاده. اگه این متن برات قابل لمسه،
احتمالاً به این دلیله که تو هم از اون آدمهایی هستی که عمیقتر از چیزی که نشون میدن فکر میکنن. من فقط اون عمق رو دیدم
و گذاشتم توی کلمه.
Yours: @Nazi_Babaee 🕯
هدایت شده از Idk
گاهی فکر میکنم آدمها خیلی زود دنبال اسم گذاشتن روی چیزها میرن.
روابط، حسها، فاصلهها.
درحالیکه بعضی تجربهها اصلاً قرار نیست اسم داشته باشن.
فقط باید همونطور که هستن، پذیرفته بشن. این نامه از همون جنسه.
نه شروعه، نه ادامه، نه حتی پایان.
بیشتر شبیه یه خط وسط صفحهست؛
جایی که آدم مکث میکنه
و دوباره به متن نگاه میکنه.
Yours: @Reyhan01388 🕯
هدایت شده از Idk
این یکی رو بدون هیچ برنامهای نوشتم.
نه طرحی داشت، نه هدف مشخصی.
فقط یه فکر بود که زیادی شلوغ شده بود
و باید جایی آروم میگرفت.
نوشتن، امنترین جا بود.
من هیچوقت دنبال این نبودم
که دیده بشم یا فهمیده بشم.
جالبه که بعضی وقتها،
همین نخواستن، باعث میشه آدم عمیقتر ببینه و دیدن، مسئولیت میاره.
این نامه، بخشی از همون مسئولیته.
شاید بعداً این متن رو دوباره بخونی
و حسش فرق کنه.
طبیعیه. آدمها عوض میشن،
ولی نوشتهها صبر میکنن. منتظر میمونن
تا هر بار، معنی تازهای پیدا کنن.
اگه بخوام صادق باشم، این نامه بیشتر از اینکه برای تو باشه، از تو اومده.
از تأثیری که بیسروصدا گذاشتی، و رفتی.
بعضی ردپاها همینقدر آرومن، و دقیقاً به همین دلیل موندگار.
Yours: https://eitaa.com/Codeine_00 🕯