هدایت شده از Idk
گاهی به گذشته نگاه میکنم و میبینم
بعضی چیزها هیچ وقت به شکل واضح گفته نشدن،
ولی اثرشون روی آدمها عمیق بوده.
این نامه هم از همونهاست.
نه حرف بزرگ، نه کار عجیب،
فقط یه ثبت ساده از چیزی که واقعی بوده و ادامه داره.
من مدتها فقط دیدم و فهمیدم،
اما نخواستم حرف بزنم.
حالا احساس کردم وقتشه که تبدیل به کلمه بشه،
نه برای کسی جز تو، نه برای کسی جز خودم.
این متن نتیجهی اون نگاهها، اون لحظهها و اون حسهاست.
شاید وقتی میخونی، حس کنی طولانیه،
اما هر پاراگراف، هر جمله، یه قطعه از چیزی هست که میخواستم ثبت بشه.
قطعهای که با خوندنش حس میکنی دیده شدی، فهمیده شدی، و این خودش کافیست.
Yours: https://eitaa.com/tijejsj 🕯
هدایت شده از Idk
من مدتها نگهشون داشتم،
بیآنکه گفته بشه،
بیآنکه کسی بفهمه.
حالا تبدیل به کلمه شده،
تا بگه که دیده شدهای،
بدون فشار، بدون انتظار،
فقط دیده شدهای.
Yours: @Katyain 🕯
هدایت شده از Idk
من مدتها سعی کردم بفهمم چطور میتونم این حس رو بیان کنم،
چطور میتونم بدون ادعا، بدون انتظار، فقط ثبتش کنم.
و حالا تبدیل به کلمه شد، یه ثبت نفسدار از چیزی که واقعی بود،
چیزی که وقتی میخونی، حسش کنی،
بدون هیچ توضیح اضافه، فقط دیده شدی و واقعی بودنت مهم بوده.
Yours: https://eitaa.com/Past_777 🕯
هدایت شده از Idk
نمیدونم از کِی نوشتن این نامه توی ذهنم موند.
شاید از همون وقتی که دیدم بعضی چیزها گفتنی نیستن، ولی ننوشتنشون هم آسون نیست.
این نامه قرار نیست چیزی رو تغییر بده؛
فقط قراره همون چیزی باشه که مدتها توی فکرم چرخ میزد.
اگه میخونیش، بدون که این نوشته از عجله نیومده، از فکر اومده.
Yours: @hanah17 🕯