eitaa logo
Challanges
43 دنبال‌کننده
886 عکس
0 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
برای:https://eitaa.com/diaryifi ✉️ مانند، پنجره رو به دریا، مثل نگاهی که همیشه پر از انتظار است.
خیلی ممنونم که شرکت کردین و مکان ها توصیف هاشون واقعا وایبتون رو به من میدادن. امیدوارم خوشتون بیاد‌.
هدایت شده از 𝗅𝗂𝗅𝖲𝖼𝗈𝗍𝗍
اگر کسی مونده‌:
هدایت شده از Lav
🎱 | Challenge ، limit: 370 , 610 درود، اوقات به کام. این پیام رو فوروارد کنید تو چنل‌هاتون و لینک‌تون رو بفرستید اینجا تا: النا: یه مدل لباس بهتون تقدیم کنه. اسکات: بهتون بگه اون لباس رو کجا میپوشید و راجبش بهتون توضیح بده. ( حتما تو چنل‌ها جویین باشین )
کتابخونه. پا روی آجرهای ترک‌خورده گذاشت. بوی خاکستر هنوز در هوا معلق بود، انگار زمان اینجا از حرکت ایستاده باشد. درِ نیمه‌سوخته مثل دهانی خاموش، آهی قدیمی می‌کشید. با هر قدم، زیر پا صدای خرد شدن برگ‌های کاغذ بلند می‌شد؛ برگ‌هایی که روزی قصه داشتند و حالا به خاکستر بدل شده بودند. قفسه‌ها چون سربازانی سوخته و خمیده، همچنان ایستاده بودند؛ سیاه، ولی استوار. از لابه‌لای دیوارهای داغ‌دیده، نور نازکی سر می‌خورد، درست مثل امیدی که هنوز جرات خاموش شدن ندارد. او ایستاد، دستش را روی یکی از جلدهای نیم‌سوخته کشید. انگار واژه‌ها هنوز زنده بودند، انگار میان دود و سیاهی، نفس‌های آخر یک داستان، آرام توی گوشش زمزمه می‌کرد: «ما نسوختیم، ما فقط به آسمان رفتیم.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا