هدایت شده از Idk
گاهی فکر میکنم آدمها خیلی زود دنبال اسم گذاشتن روی چیزها میرن.
روابط، حسها، فاصلهها.
درحالیکه بعضی تجربهها اصلاً قرار نیست اسم داشته باشن.
فقط باید همونطور که هستن، پذیرفته بشن. این نامه از همون جنسه.
نه شروعه، نه ادامه، نه حتی پایان.
بیشتر شبیه یه خط وسط صفحهست؛
جایی که آدم مکث میکنه
و دوباره به متن نگاه میکنه.
Yours: @Reyhan01388 🕯
هدایت شده از Idk
این یکی رو بدون هیچ برنامهای نوشتم.
نه طرحی داشت، نه هدف مشخصی.
فقط یه فکر بود که زیادی شلوغ شده بود
و باید جایی آروم میگرفت.
نوشتن، امنترین جا بود.
من هیچوقت دنبال این نبودم
که دیده بشم یا فهمیده بشم.
جالبه که بعضی وقتها،
همین نخواستن، باعث میشه آدم عمیقتر ببینه و دیدن، مسئولیت میاره.
این نامه، بخشی از همون مسئولیته.
شاید بعداً این متن رو دوباره بخونی
و حسش فرق کنه.
طبیعیه. آدمها عوض میشن،
ولی نوشتهها صبر میکنن. منتظر میمونن
تا هر بار، معنی تازهای پیدا کنن.
اگه بخوام صادق باشم، این نامه بیشتر از اینکه برای تو باشه، از تو اومده.
از تأثیری که بیسروصدا گذاشتی، و رفتی.
بعضی ردپاها همینقدر آرومن، و دقیقاً به همین دلیل موندگار.
Yours: https://eitaa.com/Codeine_00 🕯
هدایت شده از Idk
نوشتن این نامه شبیه برگشتن به یه فکر قدیمیه که هنوز که هنوزه، کهنه نشده.
نه چون مدام تکرار شده، بلکه چون هر بار از یه زاویهی جدید دیده شده.
من هیچوقت دنبال این نبودم که چیزی رو جلو ببرم یا عقب نگه دارم.
بعضی چیزها مسیر خودشون رو دارن،
و دخالت توشون فقط خرابشون میکنه.
این نامه دخالت نیست؛ تماشاست.
شاید عجیب باشه، ولی بعضی آدمها بدون اینکه نزدیک باشن، احساس امنیت میدن.
نه از جنس تکیه دادن، از جنس مطمئن بودن. این حس، ارزش نوشتن داشت.
Yours: https://eitaa.com/borndeadinside 🕯
هدایت شده از Idk
مدتهاست فهمیدم همهی ارتباطها قرار نیست دیده بشن.
بعضیها فقط حس میشن،
اونقدر عمیق که حتی نیاز به نشون دادن ندارن.
این نامه نتیجهی همون نوع ارتباطه.
نه پررنگ،نه نمایشی.
آروم، اما موندگار.
از اونهایی که بعداً تازه میفهمی چقدر اثر گذاشته. من هیچ انتظاری از خوندنش ندارم. حتی لازم نیست تمومش کنی. همین که بدونی نوشته شده، برای من کافیه.
Yours: https://eitaa.com/diaryifi 🕯