𐙚𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾
་༘پری
با استشمام یک بوی خوب و شیرین از خواب پا شدی، انقدر غرق این بو شده بودی که ناخودآگاه به سمت این بو کشیده شدی، تا رسیدی به خونه ی یک آدمیزاد که نزدیک کلبه ی کوچولوی خودت زندگی میکرد، دیدی یه چیز خوشمزهه روی لبه ی پنجره هست نمیدونستی اون چیه ولی مطمئن بودی خوشمزه اس، آدمیزاد متوجه حضور تو شد اولش یکم متعجب شد و ترسید از اینکه یک پری رو دیده ولی بعد که دید تو چطور غرق این بو شدی خندید و گفت که این پای آلبالو هست و برات تو یه بشقاب یه کوچولو پای گذاشت تا بخوری و تو عاشق پای آلبالو شدی!
برای: https://eitaa.com/payealbaloo
از طرف: https://eitaa.com/Doucee
𐙚𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾
་༘سایرن
تو در بین همه ی سایرن ها زیباترین صدا رو داشتی، همیشه کشتی نوردها و ملبان ها شیفته ی صدات میشدن، اما دوست نداشتی مثل بقیه ی سایرن ها انسان ها رو با صدات گول بزنی و غرق شون کنی.
ترجیح میدادی از توی کشتی هایی که قبلا غرق شده بودن وسایل موسیقیشون رو پیدا میکردی و برشون میداشتی و موسیقی و سازهای جدید یاد میگرفتی دوست داشتی برای ماهی ها و بقیه موجودات زیر آب آواز بخونی تا به انسان ها آسیب نزنی.
برای: https://eitaa.com/joinchat/1015088325C81d9fb9cb2
از طرف: https://eitaa.com/Doucee
𐙚𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾
་༘کیوپید
به عنوان یک کیوپید وظیفهات این بود که به انسان های کمک کنی به عشقشون برسن و احساساتشون رو درک کنی و کمک کنی که بتونن بیانش کنن.
یک روز خودت عاشق میشی، عاشق یه مرد مهربون و خوش قلب، اما هرکاری میکردی نمیتونستی بهش احساساتت رو ابراز کنی.
چند وقت بعد فهمیدی که اون مرد از یک دختر دیگه خوشش میاد و این باعث شد قلبت بشکنه، اولش خیلی ناراحت شدی ولی وقتی فهمیدی اون دختر هم اون رو دوست داره ولی نمیتونن احساساتشون رو بهم ابراز کنن دلت سوخت و از عشق خودت گذشتی تا اون دوتا رو بهم برسونی.
برای: https://eitaa.com/xx1781xx
از طرف: https://eitaa.com/Doucee