ولی خوب از اونجایی که همه داشتن همین حرکت رو میزدن و من هم مجبور بودم دیگران رو توصیف کنم نشد صفت های بیشتری رو بپرسم و وقت تمام شد و برگه ها به معلم تحویل داده شد
البته مطمئنم یکی دوتا صفت دیگه هم بود که الان یادم نمیاد چی بودن ولی متاسفانه کسی از صفت های بدم چیزی نگفت
و دقیقا همون لحظه که معلم اراده کرد برگه ی اول رو بخونه بچه هایی که به کمک خانوم نورالدینی رفته بودن در را باز نموده و شروع به پخش کتاب ها کردند و این رویه تا زمانی ادامه پیدا کرد که زنگ خورد و هیچ برگه ای خونده نشد و من بسی حرص خوردم . چون واقعا دلم میخواست بدونم بقیه ی بچه ها درباره ی خودشون چی نوشتن . البته خانوم موسوی قول دادن که یه روزی بالاخره اینا رو برامون میخونن.
و زنگ دوم هم تمام شد زنگ تفریح هم بدون اتفاق خاصی گذشت و اما زنگ سوم که زبان داشتیم و معلم جدید کاملا برعکس معلم قدیمی بود .
سرعت تدریس به شدت بالا تا حدی که برای نوشتن هر کلمه سیصد نفر دوباره اون رو از معلم میپرسیدن و برای هر کلمه سیصد تا هم معنی و متضاد میگفت و از هیچکس هم برای خوندن جملات استفاده نمیکرد و .... خلاصه له شدیم
و همین تمام شد
میدونم که خیلی با جزئیات همه چیزو نوشتم ولی راستش از اینکار خوشم میاد . 🙂
اگه خوندن اینجور خاطره ها رو دوست ندارین هر جا بسم الله رحمن رحیم دیدین حداقل ده تا پیام بعدی رو نخونده رد کنین 🚶♀
🌺 ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود که ازش پرسیدم: چه حرفی برای مردم داری؟
با لبخند گفت: از مردم کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن،
عکس روی کمپوتها رو نکنن!!
گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگو
با همون طنازی گفت:
اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده ...!!😂
🔹"هفته دفاع مقدس مبارک"
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
@hosein_darabi
789.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای وای از دلتنگی😔
در شروع هفته دفاع مقدس ، جای مخلص ترین سرباز ولایت خالی ...
#یاصاحب_الزمان🌸💐
💠🍃🌺🍃🌹🍃🥀🍃🌹🍃🥀🍃🌸
┄┅═══❉☀❉═══┅┄
کانال"با ولایت تا شهادت"در پیام رسان"ایتا"
https://eitaa.com/bavelayat
دل من که راست میگفت تغییری ایجاد نمیشه ولی طرز فکرم عوض شده و الان به نظرم اگه عمومیا میومدن بهتر میشد.
واقعا از امتحانات نهایی بیشتر از کنکور میترسم .
کنکوری بودن فقط اونجاش که وسط مهمونی نشستی و در حالی که لبخند ملیحی روی صورتت نشسته به اولتیماتم های مشاورت فکر میکنی