تا شب به صحبت ادامه میدیم ،
موحتاوای خوشمزه ای آماده کردم که با چای بزنیم تو رگ
بعد از صحبت ها میذارم
گاهی
وقتی اون موقع هایی که دردام زیاد شده
به عکس آقای شهید نگا میکنم
بغض میکنم.
مث نوه ای که عکس تکیه گاهش رو دیده ،
عکس بابابزرگش که دیگه رفته رو دیده...