خواستن او برابر بود با نابودی خودم ، و من حاضر بودم این نابودی را حتی برای یک لمس دستانش هم پذیرا باشم ؛
گفته بودم بعد از این باید فراموشت کنم ،
دیدمت وز یاد بردم گفته های خویش را.
-مهدی اخوان ثالث
قلم بر دست میگیرم و مینویسم از زیبایی دو چشمت ، لبخند گیرایت ، گیسوان بلندت ، لبهای لطیفت و از اینکه چقدر دوستت دارم ؛ نامه را به پایان میرسانم ، اما نمیفرستمش . . .