شاید در زندگی دیگری ؟ نه عزیزم ، من نمیتوانم حتی برای با تو بودن یک لحظه دیگر صبر کنم چه برسد به یک عمر زندگی.
او بیش از حد به آیریس فکر میکرد
و میدانست این کار نابودش میکند.
-رقبای الهی ، ربکا راس
پس از مرگم نسیم صبحگاهی خواهم شد ، و هر روز در میان موج موهایت خودم را گم خواهم کرد.