دلم تنگ است پدر... بی انصافی ست جای بوسه بر دستانت بوسه بر سنگ سرد می زنم!
شده حتی بارها خواسته ام نبینمت اما همین که چشمانم را می بندم از گونه هام سرازیر می شوی...
متوجه شد در واقع خودش همین است، یک سیاه چاله؛ ستاره ای در حال مرگ که در خود فرو می ریزد.