چه کسی میفهمد،
در دلم رازی هست؟
میسپارم آن را...
به خیال شب و تنهایی خود!
قهوهـ،ی سـردِ نویسنـدهـ؛
زندگی کن
زندگی مشکلی نیست که حل شود
واقعیتی است که باید تجربه شود.
زندگی پیدا کردن خودتان نیست
خلق خودتان است.
زندگی رشد است.
اگر رشد را متوقف کنیم با یک مرده هیچ فرقی نداریم.
زندگی مثل یک شیپور است.
اگر در آن ندمید صدایی از آن بیرون نمی آید.
قهوهـ،ی سـردِ نویسنـدهـ؛
"به هر حال، بعد آن شد که اسم خودم را گذاشتم شاعر حس آدم بد سرودن شعرهایی که هیچکس نمیخواندشان با حس آدمی که به ارتکاب قتل هایی که هیچکس ازشان خبردار نمیشد خیلی فرق ندارد."
-شاعرِقاتل
پناه ببر به دلخوشیهای خیلی کوچک و خیلی سبز...
پناه ببر به صبح فردا، به طلوع، به آفتاب...
پناه ببر به روز جدیدی که شاید با آن، اتفاق خوبی از راه برسد و تمام اندوه جهان را از شانههایت بردارد...
پناه ببر به هوهوی باد، به ساعت ۵ و نیم صبح، به گرگ و میش هوا، به هیاهوی گنجشگها...
پناه ببر به خدا، خدایی که هیچوقت دیر نمیکند... !
صبح بخیر.