eitaa logo
⏤͟͟͞͞𝗖𝗹𝗲𝘮𝘦𝘯𝘁𝗱𝗮𝘷𝗥𝘶𝘯𝘀🏃
1.4هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
7.9هزار ویدیو
73 فایل
٭▴..𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗺𝘆 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹..✦ ↢بهترین چنل ویدیو های خفن ماینکرفت💣💥 https://eitaa.com/joinchat/2169635943Cbd77a82415 💗تبلیغات صورتی💗 https://eitaa.com/joinchat/3321495846C5406b44dbc ❌️⛔️کپی‌؛ حرام⛔️❌️
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از لقمه 🌯
متخصصین پوست اگه بفهمند این ترفند رو براتون گذاشتم برام بد میشه👆😰 https://eitaa.com/joinchat/1784283524Cade13cf0a9 زود پاک میکنم سریع عضو بشید❌😱👆👆
کیا بخاطردیسکِ کمر و گردن همش تو دکترا میچرخن؟! عمل نکنید ! خبرِ خوش آوردم🤚 وقتِ دکترتو کنسل کن یه کارِ آسون بهت یاد میدم هرشب قبل خواب انجامش بده همچین کمرت نرم میشه و بافتِ عضلاتت خودبخود ترمیم میشه که حتی بری فوتبال! بیا😅👇 https://eitaa.com/joinchat/3498508525Cc3548bddf5
هدایت شده از لقمه 🌯
. اگه دیسک دارید یه لحظه سرپا بایستید حالا به انگشتای پاتون نگاه کنید و سعی کنید به بالا بکشید انگشتاتونو ! اگه درد دارید یا زیاد بالا نمیاد: ⬅️ تا دیر نشده این مطلب رو بخونید
آن قدر مشغول دوست داشتن زندگی ات باش که فرصتی برای نفرت پشیمانی یا ترس نداشته باشی👌
هدایت شده از گسترده امید
حراج شد لباسای بالا فقط ۳۹۹۰۰۰😳 ارزانسرای کودک با قیمت عالی و سود کم 👧دخترانه 👦پسرانه ♨️قیمت هامون رو ببینین مطمئنا مشتری دائم ما میشین♨️ 💯 رو مقایسه کنین 💯💥50%زیرقیمت بازار ♡ (\ (\ ( 。◕‿◕。) ♡ ╭─∪∪────🌈🍓───╮ https://eitaa.com/joinchat/900857945C74dd6fbe00 ╰──── ❀❀❀❀•────╯ 🔥ارسال از❤️ تهران❤️ به تمام نقاط کشور🔥 🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒
هدایت شده از لقمه 🌯
کاپشن صلواتی تعدادی کاپشن و بلوز شلوار به افراد نیازمند رایگان  هدیه داده میشود همه در کانال زیر موجود است 👇 https://eitaa.com/joinchat/900857945C74dd6fbe00
. صبح، مکالمه‌ی عاشقانه میانِ زمین و آسمان است، بگذارید صدای پرندگان، موسیقیِ آرامشِ روح شما باشد؛ صبح‌تان پر از نغمه‌های شادی و خوشبختی باشد🧡💛
هدایت شده از گسترده امید
به اصرار پدرم، زن‌داداشمو عقد کردم؛ زنی که قرار بود همسر برادرم بشه، نه من!💔 من قباد فخارم، پسر ارشد حاج یونس فخار، یکی از حجره‌داران سرشناس بازار بزرگ تهران. مردی که از زن جماعت متنفر بود و سال‌ها با خودش عهد بسته بود هیچ‌وقت ازدواج نکنه؛ اما فرار برادرم درست روز عقدش، همه‌چیز رو تغییر داد. پدرم برای حفظ آبروی خاندان فخار، ازم خواست جای برادرم سر سفره عقد بشینم. من موندم و یه عروس غریبه که حالا همسر شرعی و قانونی من شده بود... اما اون شب، وقتی برای اولین بار با پریچهر تنها شدم و چشمم به صورتش افتاد، ماجرا شکل دیگه‌ای به خودش گرفت! من زنی رو به عقد خودم درآورده بودم که هیچ شناختی ازش نداشتم؛ غافل از اینکه این ازدواج اجباری قراره زندگی هر دومون رو تغییر بده... 👇🏻 ورود به کانال رمان قباد و پریچهر: https://eitaa.com/joinchat/3023963714C9c5e554b11