علاقه ای به نمایش خود نداشت اما از نامرئی بودن نیز خسته شده بود. نگاهی از جنس خودش میخواست که حضورش را به او یادآوری کند و اینگونه برای دقایقی هم که شده بتواند بیرون از خودش نیز وجود داشته باشد.
@Baby_join_me_in_death :ارتباط با من
- ذهنم را به صورت تودههای اشباع شده میبینم . تودهای از فکرها ، پریشانیها ، دردها ، ترسها و تودههایِ نامرئیِ محو کننده که عجیب در کارشان ماهر هستند ، زیرا که فراموشی معضل این روزهاست و هراس دارم برای فراموش کردنِ خود .