مبانی نوروسایکولوژی انسان
مبانی نوروسایکولوژی انسان یکی از اولین کتابهای درسی در زمینه بررسی عصبشناختی رفتارهای انسانی است. بیان کتاب روان و تا حد ممکن ساده است و در عین حال نویسندگان به عمق موضوعات میروند و با جزئیات به مسائل اساسی میپردازند. کتاب جامعیت نسبی در موضوع خود دارد. عکسها و نمودارهای متنوع هم به درک بهتر مطالب کمک میکنند. جلد اول کتاب به مبانی میپردازد و جلد دوم بیشتر رنگ و بوی بالینی دارد.
بخش اول مربوط به پیشزمینههای نظری و عملی نوروسایکولوژی سلولی و ساختار سیستم عصبی میشود. بخش دوم کتاب به ساختارهای قشری و مباحثی از جمله نواحی حسی و حرکتی مغز و عدمتقارن قشر اختصاص یافته است. بخش سوم هم معطوف به نواحی اصلی در تقسیمبندی قشر، یعنی قشر آهیانهای، گیجگاهی و پیشانی (قشر پسسری در بخش دوم بهطور مفصل بررسی شده است) و همچنین اختلالات مربوط به اتصالات نواحی مختلف در مغز است. بخش چهارم کتاب از نظر بالینی اطلاعات مفیدی در زمینه کارکردهایی مثل حافظه، زبان، هیجان و ادراک دیداری ارائه میکند. سرانجام در بخش پنجم و آخر کتاب نویسندگان به نوروسایکولوژی ناهنجار و مباحث رشدی مربوط به آن میپردارند.
#معرفی_کتاب
@CogniPlus
رویدادهای سیاسی بر خواب اثر میگذارند
این حرف جدیدی نیست که رویدادهای سیاسی-اجتماعی بر زندگی ما اثر میگذارند، اما تاثیر این پدیدهها بر خواب چگونه است؟ آیا ارتباطی میان انتخابات و خواب وجود دارد؟
یک مطالعه تازه که اکثریت جامعه آماری آن مردم آمریکا بودند، نشان داده است که این رویدادها بر خواب، مصرف الکل و بهزیستی روانی عاطفی اثر منفی میگذارند. نتایج خوداظهاریهایی که روزانه برای شرکت کنندگان در بازه انتخابات سال 2020 آمریکا ارسال میشد، نشان میدهد که مردم تا روز انتخابات استرس بالاتری را تجربه میکنند که بر حالت روانی و خواب آنها اثرگذار بود. همچنین مصرف الکل هم -که راه حلی برای کاهش استرس است- افزایش یافته بود.
این مطالعه نمونهای خوب برای تاثیر قابل توجه رویدادهای سیاسی اجتماعی بر ذهن و جسم ماست.
منبع: neuroscience news
#تازهها
@CogniPlus
شبکههای اجتماعی و ترویج رژیمهای غذایی ناسالم میان نوجوانان
پژوهشگران دانشگاه ورمونت با تحلیل محتوایی 100 ویدیو پر بازدید(هر کدام بیشتر از یک میلیارد بازدید) از 10 هشتگ محبوب مرتبط با غذا و وزن در TikTok متوجه اثرات نامطلوب و سمی این محتواها بر رژیم غذایی نوجوانان و جوانان شدند.
این ویدیوها که اکثرا توسط نوجوانان سفید پوست و دختر تولید شدهاند یک هنجار رادیکال از رژیم غذایی و لاغری را ترویج میکنند که اکثرا منبع علمی ندارند. نتیجه این هنجار مسموم در TikTok ایجاد یک نگرش اشتباه به وزن و زیبایی جسمی است که باعث شیوع اختلالات خوردن و نارضایتی از بدن میشود.
منبع: مجله علمی plos one
#تازهها
#شبکههای_اجتماعی
@CogniPlus
مغز اجتماعی
شبکه حالت پیشفرض مغز شبکهای از مناطق مختلف مغز است که زمانی که روی فعالیت خاصی تمرکز نمیکنیم، یا مشغول خیال بافی یا استراحت در بیداری هستیم فعال میشود.
تحقیقات جدید نشان میدهند که مناطق شبکه پیشفرض همپوشانی بالایی با مناطقی دارد که در مطالعات شناخت اجتماعی بررسی شدهاند! این پدیده چگونه توجیه میشود؟
متیو لیبرمن در پاسخ به این سوال میگوید: من اکنون معتقدم که ما به دنیای اجتماعی علاقه مندیم زیرا ساخته شده ایم تا در اوقات فراغت خود شبکه پیش فرض را روشن کنیم. به عبارت دیگر، این شبکه مانند یک رفلکس روشن میشود و توجه ما را به سمت دنیای اجتماعی سوق میدهد. شبکه پیشفرض ما را هدایت میکند تا به ذهن دیگران - افکار، احساسات و اهداف آنها فکر کنیم.
همچنین مطالعات مختلفی نشان دادهاند که شبکه پیشفرض در کاکردهای مثل نظریه ذهن، درک احساسات دیگران، استدلال اخلاقی و ارزیابی و دستهبندی اجتماعی نقش دارد.
منبع: ScienceBeta
@CogniPlus
تفاوت زبان تنهایی و زبان افسردگی در شبکههای اجتماعی
تنهایی جدای از اینکه یکی از علائم افسردگی است، به تنهایی یک عامل خطر برای سلامت روان نیز هست. در تلاش برای یافتن تمایز میان این دو مفهوم، پژوهشگران با استفاده از تکنیکهای زبانشناختی و یادگیری ماشینی بر روی 3.4 میلیون پست فیسبوک از 2986 کاربر متوجه شدند که زبان تنهایی بیشتر بر پایه افکار(کلماتی مثل چک کردن، اشتباه، غیرمعمول) است و زبان افسردگی بر پایه احساسات(ترس،اشک، اتفاق).
افرادِ تنها به سرگرمی های متفکرانه ای مانند خواندن، نوشتن و مشاهده جهان بیشتر اشاره می کنند، در حالی که افراد غمگین به بی تفاوتی، رنج و سردرگمی خود اشاره می کنند. (نگاه کنید به تصویر)
این دیدگاه نشان میدهد در بررسی تنهایی اهمیت شناخت اجتماعی ناکارآمد افراد (مثل نگرشها) بیشتر از صرف مهارتهای اجتماعی(مثل گوش دادن، تماس چشمی) آنهاست.
کار این محققان علاوه بر کمک به درمانگران در تمایز تنهایی و افسردگی، میتواند یک چهارچوب بهتر برای نظارت سلامت روان و پیشگیری از بحرانهای روانی به پلتفرمها ارائه کند.
منبع: Nature: Mental Health Research
#تازهها
#شبکههای_اجتماعی
@CogniPlus
رمزگشایی افکار توسط fMRI
تیمی از پژوهشگران در دانشگاه تگزاس یک الگوریتم رمزگشا(decoder) را طراحی کردند که میتواند کلماتی که افراد میشنوند یا به آن فکر میکنند را به هنگام اسکن fMRI مغز، بخواند و رمزگشایی کند.
تا قبل از این موفقیتهایی از روشهای تهاجمی(کاشت ایمپلنت) برای رمزگشایی افکار گزارش شده بود ولی این اولین بار است که از طریق یک روش غیرتهاجمی این کار انجام شده است.
این یک پیشرفت هیجانانگیز در حوزه ارتباط مغز-ماشین است اما گسترش این تکنولوژی نگرانیهایی در پی دارد؛ خواندن افکار انسانها بدون اراده خودشان یکی از این نگرانیهاست. شما چی فکر میکنید؟ به نظرتان -در آیندهای نه چندان دور- این تکنولوژی چه اثراتی بر زندگی ما میگذارد؟
منبع: The Scientist
#تازهها
#BCI
@CogniPlus
خاطرات بد را سرکوب کنید!
طبق سنت فرویدی سرکوب کردن خاطرات منفی یک مکانسیم دفاعی است که باید از آن اجتناب کنیم؛ چون این خاطرات در نیمههشیار ما کمین میکنند و در آینده دردسر ساز میشوند. در درمانهای شناختی-رفتاری هم توصیه میشود که به یک تفسیر سالمتر از خاطرات منفی برسیم به جای فراموش کردن. اما آیا سرکوب و فراموش کردن خاطرات همیشه منفی است؟ حداقل درباره بیماران PTSD که اینطور نیست، فراموش کردن خاطرات بد و تروماهای منفی بهترین درمان برای آنهاست.
در ادامه همین نگاه مثبت به سرکوب افکار و خاطرات منفی، دانشمندان به تازگی گونهی مثبتی از سرکوب را مطرح کردهاند: سرکوب بازیابی (retrieval suppression). در این نوع سرکوب افکار ناخواسته با یک سرنخ مرتبط همراه میشود، بعد از فرد خواسته میشود با یادآوری سرنخ به افکار اصلی فکر نکند. در نتیجه تکرار تمرین کمکم اثر افکار ناخواسته کمتر میشود تا به طور کامل از دسترس آگاهی خارج شود!
منبع: Scientific American
#تازهها
@CogniPlus
اثر شبکههای اجتماعی معروف بر سلامت روان
شبکههای اجتماعی و تاثیرشان بر سلامت روان یکی از موضوعات داغ تحقیقات فعلی است. یکی از این مطالعات که با نمونهای 4083 نفره در انگلستان انجام شده است اثر چند شبکه اجتماعی معروف -فیس بوک، توییتر، اینستاگرام، اسنپ چت و یوتیوب- را بر بهزیستی و سلامت روان بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد که کاربران این شبکهها همگن نیستند و بر اساس جنسیت، قومیت، سطح اقتصادی و آموزش والدین توزیع متفاوتی دارند. گروههای کاربران عمدتاً بر اساس جنسیت متفاوت هستند. کاربران یوتیوب بیشترین احتمال را برای سلامت روانی ضعیف داشتند و در شاخصهای اختلالات خوردن، افسردگی، آسیب به خود و افکار خودکشی نمرات بالاتری نشان دادند.کاربران اینستاگرام و اسنپ چت نسبت به سایر رسانه اجتماعی در نظر گرفته شده بهزیستی بیشتری داشتند.
رابطه بین میزان استفاده و سازههای مختلفی که برای اندازهگیری بهزیستی استفاده شده است هم متفاوت است. میتوانید این سازهها، جدولها و نمودارهای مربوط به یافتههای این مطالعه را در لینک منبع مشاهده کنید.
منبع: Nature Mental Health Research
#تازهها
#شبکههای_اجتماعی
@CogniPlus
تدریس کتاب باز بهتر است
تقریبا همه شنیدهایم که یکی از روش های موثر یادگیری و حفظ مطالب آموزش آن مطلب به همکلاسیمان است. با این حال، این هنوز یک سوال بدون جواب است که کدام مکانیسم شناختی (تولید اطلاعات یا بازیابی اطلاعات) این اثر یادگیری-آموزشی را توضیح می دهد.
پژوهشگران در یک آزمایش؛ پس از یک مرحله آموزش در مورد سیستم تنفسی انسان، به دانشجویان دانشگاه (108 نفر) از آنها خواستند مطالب آموخته شده را یا با دسترسی به مطالب آموزشی(آموزش کتاب باز) یا بدون آن (آموزش کتاب بسته) تدریس کنند. دانشجویان گروه کنترل هم مجدداً مطالب را مطالعه کردند. نتیجه به دست آمده غافلگیر کننده بود: تدریس هیچ مزیتی بر مطالعه و مرور مجدد نداشت!
نکته جالب دیگر این مطالعه این بود که آموزش کتاب باز در مقایسه با آموزش کتاب بسته به حفظ موثرتر مطالب کمک میکرد. این تأثیر به دلیل پختگی و کاملتر بودن توضیحات دانشجویان بود.
منبع: Applied Cognitive Psychology
#تازهها
@CogniPlus
CogniPlus - کاگنی پلاس
پژوهشی که باور همگانی در علوم اعصاب را زیر سوال میبرد! 85 تا 90 درصد از مردم معتقدند که افسردگی نا
نظریه سروتونین: یک معمای حل نشده!
پست قبلی ما را درباره مرور چتری که گفته بود کاهش سروتونین علتی برای افسردگی نیست یادتان هست؟ حالا در جواب به این مرور، یک مطالعه که همین چند روز پیش منتشر شده ادعا کرده که نظریه سروتونین درست است و شواهد مستقیمی هم برای آن آورده!
در این مطالعه 17 آزمودنی با اختلال افسردگی با یک گروه کنترل 20 نفره مقایسه شدند. ابتدا با گرفتن یک اسکن PET از همه آزمودنی ها مشخص شد که برخی گیرندههای خاص مغز چقدر سروتونین دریافت میکنند. بعد به همه افراد یک دوز آمفتامین داده شد تا ترشح سروتونین را تحریک کند. اسکن بعدی نشان داد که ترشح سروتونین در بیماران افسرده کمتر از افراد عادی است.
هر چند پژوهشگران این مطالعه اشاره کردند که نتیجه کارشان، کاهش سروتونین را به عنوان علت افسردگی مشخص نمیکند و تحقیقات بیشتری برای صحت این ادعا لازم است، اما به هر حال موضع آنها در این دعوای علمی مشخص است.
اجازه بدهید یک نگاه اجمالی به این دعوای علمی داشته باشیم:
1) ژورنالهای منتشر کننده هر دو مقاله را به لحاظ اعتبار علمی مقایسه کنیم. ژورنال Molecular Psychiatry که یکی از زیر شاخه های Nature است که مقاله رد نظریه سروتونین را منشتر کرده، ایمپکت فاکتورش 13.44 است و ژورنال Biological Psychiatry که مطالعه جدید را منتشر کرده نمره 13.38 دارد.
2) نوع این دو مطالعه هم متفاوت است: مقاله قبلی یک مرور چتری بسیارگسترده از 17 متاآنالیز و انواع مرورهای سیستماتیک با تحلیلهای آماری است و این مقاله یک مطالعه مبتنی بر مداخلات پزشکی است.
3) در آخر هم وسعت نمونه است که مرور چتری شامل یک نمونه بسیار بزرگ است در حالی که مطالعه اخیر یک نمونه 17 نفری دارد.
جواب نهایی این مسئله مشخص نیست. اما این اختلاف نظرات علمی درباره مسئلهای که علی رغم تمام شواهد مخالف هنوز هم بین اکثر متخصصان و مردم مقبول است پدیدهای است که ما را درباره سایر مطالبی که اثبات شده و قطعی میدانیم به فکر فرو میبرد.
منابع:
Nature Molecular Psychiatry
Biological Psychiatry
#تازهها
#خلاف_جریان
@CogniPlus
ورزش منظم عملکردهای شناختی کودکان دارای اضافه وزن را بهبود میبخشد
یک مطالعه جدید نشان میدهد که یک برنامه منظم ورزشی در طول هفته عملکرد شناختی کودکان دارای اضافه وزن را بهبود میبخشد. در این آزمایش 109 کودک دارای اضافه وزن بین 8 تا 11 سال به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 20 هفته، حداقل سه جلسه 90 دقیقهای تمرین تحت نظارت انجام داد. هر دو گروه توصیههایی برای سبک زندگی بهتر دریافت کردند. ارزیابیهای شناختی و اسکنهای مغزی قبل و بعد مداخله انجام شد.
بعد از مداخله نمرات هوش متبلور و هوش کلی در گروه آزمایشی بالاتر رفت. گروه آزمایش در ارزیابی هوش سیال، انعطافپذیری شناختی، عملکرد اجرایی، مهارتهای تحصیلی، حل مسئله و ریاضیات نیز به صورت جزئی از گروه کنترل بهتر عمل کرد. هیچ تفاوت سیستماتیکی بین ساختارهای مغزی که با تصویربرداری عصبی به دست آمده بود، یافت نشد.
منبع: PsyPost
#تازهها
@CogniPlus
من به اشتراک میگذارم پس میدانم!
یک مطالعه جدید نشان میدهد که اشتراکگذاری محتوا به صورت آنلاین، حتی زمانی که فرد آن را نخوانده، دانش ذهنی را افزایش میدهد (اینکه چقدر فرد فکر میکند درباره یک موضوع میداند)، اما لزوماً این دانش عینی نیست (چقدر واقعاً درباره آن موضوع میداند).
این اثر بیشتر هم میشود وقتی: 1) شرکتکنندگان داوطلبانه پیام را به اشتراک میگذارند، 2) مطلب شخصاً با آنها مرتبط باشد و 3) زمانی که مطالب را با افراد نزدیک و دوستان به اشتراک میگذارند.
نکته جالب این که افرادی که دانش ذهنی آنها از این طریق افزایش مییابد، نه تنها خود را آگاهتر نسبت به موضوع میدانند، بلکه طوری رفتار میکنند که انگار واقعاً آگاهتر هستند! مثلا بر اساس اطلاعاتی که درباره سرمایهگذاری به اشتراک گذاشتهاند اما خودشان آن را نخوانده اند، تصمیمات اقتصادی میگیرند.
پژوهشگران این مقاله یک ویدیوی کوتاه هم در یوتیوب قرار دادهاند که در آن توضیحات بیشتری درباره موضوع میدهند.
منبع: مجله علمی روانشناسی مصرفکننده
#تازهها
@CogniPlus