eitaa logo
CogniPlus - کاگنی پلاس
304 دنبال‌کننده
315 عکس
61 ویدیو
16 فایل
کاگنی پلاس میخواهد ساختارها و فرآیندهای آسیب دیده و مرتبط با علوم شناختی را ترمیم کند! ارتباط با ادمین: @CogniPlusAdmin کانال تلگرام: https://t.me/CogniPlus
مشاهده در ایتا
دانلود
تدریس کتاب باز بهتر است تقریبا همه شنیده‌ایم که یکی از روش های موثر یادگیری و حفظ مطالب آموزش آن مطلب به همکلاسیمان است. با این حال، این هنوز یک سوال بدون جواب است که کدام مکانیسم شناختی (تولید اطلاعات یا بازیابی اطلاعات) این اثر یادگیری-آموزشی را توضیح می دهد. پژوهشگران در یک آزمایش؛ پس از یک مرحله آموزش در مورد سیستم تنفسی انسان، به دانشجویان دانشگاه (108 نفر) از آنها خواستند مطالب آموخته شده را یا با دسترسی به مطالب آموزشی(آموزش کتاب باز) یا بدون آن (آموزش کتاب بسته) تدریس کنند. دانشجویان گروه کنترل هم مجدداً مطالب را مطالعه کردند. نتیجه به دست آمده غافلگیر کننده بود: تدریس هیچ مزیتی بر مطالعه و مرور مجدد نداشت! نکته جالب دیگر این مطالعه این بود که آموزش کتاب باز در مقایسه با آموزش کتاب بسته به حفظ موثرتر مطالب کمک می‌کرد. این تأثیر به دلیل پختگی و کامل‌تر بودن توضیحات دانشجویان بود. منبع: Applied Cognitive Psychology @CogniPlus
CogniPlus - کاگنی پلاس
پژوهشی که باور همگانی در علوم اعصاب را زیر سوال می‌برد! 85 تا 90 درصد از مردم معتقدند که افسردگی نا
نظریه سروتونین: یک معمای حل نشده! پست قبلی ما را درباره مرور چتری که گفته بود کاهش سروتونین علتی برای افسردگی نیست یادتان هست؟ حالا در جواب به این مرور، یک مطالعه که همین چند روز پیش منتشر شده ادعا کرده که نظریه سروتونین درست است و شواهد مستقیمی هم برای آن آورده! در این مطالعه 17 آزمودنی با اختلال افسردگی با یک گروه کنترل 20 نفره مقایسه شدند. ابتدا با گرفتن یک اسکن PET از همه آزمودنی ها مشخص شد که برخی گیرنده‌های خاص مغز چقدر سروتونین دریافت می‌کنند. بعد به همه افراد یک دوز آمفتامین داده شد تا ترشح سروتونین را تحریک کند. اسکن بعدی نشان داد که ترشح سروتونین در بیماران افسرده کمتر از افراد عادی است. هر چند پژوهشگران این مطالعه اشاره کردند که نتیجه کارشان، کاهش سروتونین را به عنوان علت افسردگی مشخص نمی‌کند و تحقیقات بیشتری برای صحت این ادعا لازم است، اما به هر حال موضع آنها در این دعوای علمی مشخص است. اجازه بدهید یک نگاه اجمالی به این دعوای علمی داشته باشیم: 1) ژورنال‌های منتشر کننده هر دو مقاله را به لحاظ اعتبار علمی مقایسه کنیم. ژورنال Molecular Psychiatry که یکی از زیر شاخه های Nature است که مقاله رد نظریه سروتونین را منشتر کرده، ایمپکت فاکتورش 13.44 است و ژورنال Biological Psychiatry که مطالعه جدید را منتشر کرده نمره 13.38 دارد. 2) نوع این دو مطالعه هم متفاوت است: مقاله قبلی یک مرور چتری بسیارگسترده از 17 متاآنالیز و انواع مرورهای سیستماتیک با تحلیل‌های آماری است و این مقاله یک مطالعه مبتنی بر مداخلات پزشکی است. 3) در آخر هم وسعت نمونه است که مرور چتری شامل یک نمونه بسیار بزرگ است در حالی که مطالعه اخیر یک نمونه 17 نفری دارد. جواب نهایی این مسئله مشخص نیست. اما این اختلاف نظرات علمی درباره مسئله‌ای که علی رغم تمام شواهد مخالف هنوز هم بین اکثر متخصصان و مردم مقبول است پدیده‌ای است که ما را درباره سایر مطالبی که اثبات شده و قطعی میدانیم به فکر فرو می‌برد. منابع: Nature Molecular Psychiatry Biological Psychiatry @CogniPlus
ورزش منظم عملکردهای شناختی کودکان دارای اضافه وزن را بهبود می‌بخشد یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که یک برنامه منظم ورزشی در طول هفته عملکرد شناختی کودکان دارای اضافه وزن را بهبود می‌بخشد. در این آزمایش 109 کودک دارای اضافه وزن بین 8 تا 11 سال به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 20 هفته، حداقل سه جلسه 90 دقیقه‌ای تمرین تحت نظارت انجام داد. هر دو گروه توصیه‌هایی برای سبک زندگی بهتر دریافت کردند. ارزیابی‌های شناختی و اسکن‌های مغزی قبل و بعد مداخله انجام شد. بعد از مداخله نمرات هوش متبلور و هوش کلی در گروه آزمایشی بالاتر رفت. گروه آزمایش در ارزیابی هوش سیال، انعطاف‌پذیری شناختی، عملکرد اجرایی، مهارت‌های تحصیلی، حل مسئله و ریاضیات نیز به صورت جزئی از گروه کنترل بهتر عمل کرد. هیچ تفاوت سیستماتیکی بین ساختارهای مغزی که با تصویربرداری عصبی به دست آمده بود، یافت نشد. منبع: PsyPost @CogniPlus
من به اشتراک می‌گذارم پس می‌دانم! یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که اشتراک‌گذاری محتوا به صورت آنلاین، حتی زمانی که فرد آن را نخوانده، دانش ذهنی را افزایش می‌دهد (اینکه چقدر فرد فکر می‌کند درباره یک موضوع می‌داند)، اما لزوماً این دانش عینی نیست (چقدر واقعاً درباره آن موضوع می‌داند). این اثر بیشتر هم می‌شود وقتی: 1) شرکت‌کنندگان داوطلبانه پیام را به اشتراک می‌گذارند، 2) مطلب شخصاً با آن‌ها مرتبط باشد و 3) زمانی که مطالب را با افراد نزدیک‌ و دوستان به اشتراک می‌گذارند. نکته جالب این که افرادی که دانش ذهنی آنها از این طریق افزایش می‌یابد، نه تنها خود را آگاه‌تر نسبت به موضوع می‌دانند، بلکه طوری رفتار می‌کنند که انگار واقعاً آگاه‌تر هستند! مثلا بر اساس اطلاعاتی که درباره سرمایه‌گذاری به اشتراک گذاشته‌اند اما خودشان آن را نخوانده اند، تصمیمات اقتصادی می‌گیرند. پژوهشگران این مقاله یک ویدیوی کوتاه هم در یوتیوب قرار داده‌اند که در آن توضیحات بیشتری درباره موضوع می‌دهند. منبع: مجله علمی روانشناسی مصرف‌کننده @CogniPlus
دیدگاه سیاسی بر منطقی بودن استدلال‌های ما اثر می‌گذارد پژوهشگران سوئدی به تازگی مطالعه‌ای را انجام داده‌اند که تاثیر استدلال‌های با انگیزه سیاسی را بر ارزیابی ما از درستی یا نادرستی قیاس‌های دیگران نشان می‌دهد. قیاس نوعی استدلال منطقی است که از استدلال استنتاجی برای رسیدن به نتیجه ای بر اساس دو گزاره ای که ادعا یا فرض می شود صادق است، استفاده می کند. ("همه انسانها فانی هستند. سقراط یک انسان است. بنابراین سقراط فانی است.") خلاصه نتایج این مطالعه بر روی 1005 سوئدی این بود که افراد دقت بیشتری در ارزیابی قیاس‌ها دارند وقتی نتیجه قیاس همسو با ایدئولوژی سیاسی آنهاست. همینطور شرکت‌کنندگان با گرایش چپ و راست در قیاس‌هایی که پاسخ صحیح با ایدئولوژی‌شان همسو نبود، عملکرد بدتری داشتند. این یافته‌ها نشان می‌دهد عوامل مختلفی از جمله ایدئولوژی سیاسی بر قضاوت‌های ما اثر می‌گذارند و جدای از اینکه صورت‌بندی یک استدلال منطقی یا غیرمنطقی است دیدگاه ما بر ارزیابی ما از درستی و نادرستی آن اثر می‌گذارد. منبع: PsyPost @CogniPlus
رویاها در امتداد بیداری فرضیه تداوم رویا بیان می‌کند که رویاها ادامه افکار بیداری و حالات عاطفی ما هستند. یعنی محتوای موضوعی رویاهای ما معمولاً مستقیماً با زندگی و تجربیات روزمره ما مرتبط است. بر اساس همین فرضیه است که اکثر افراد قبول دارند که استرس ناشی از کار بر رویاها تأثیر منفی می گذارد. یک مطالعه تازه براساس همین فرضیه، تعادل کار و زندگی در رویاها مورد مطالعه قرار داده است. یافته‌های مطالعه نشان داد که رویاهای مربوط به سرگرمی در افرادی که اغلب سرگرم سرگرمی‌های خود هستند، بیشتر دیده می‌شود که از مفهوم تداوم موضوعی حمایت می‌کند. همینطور لحن (Tone) احساسی رویاهای مربوط به سرگرمی در مقایسه با رویاهای عمومی و به طور خاص رویاهای مربوط به کار، مثبت تر بود. نکته جالب این که لحن عاطفی رویاهای مربوط به سرگرمی با احساسات مربوط به کار در زندگی بیداری مرتبط بود و از ایده تداوم عاطفی بین بیداری و رویا حمایت می کرد، یعنی احساسات بیداری مستقل از محتوای موضوعی رویا، بر احساسات موجود در رویا تأثیر می گذارند. منبع: مجله علمی تحقیقات خواب @CogniPlus
تنبیه بدنی بر مغز اثر می‌گذارد اکثر والدین نسل جدید مخالف تنبیه بدنی کودکان اند و از تاثیرات مخرب آن بر سلامت روانی کودک آگاهند تاتیراتی مثل اضطراب، افسردگی، تروما و ... اخیر یک مطالعه بررسی کرده است که چگونه تنبیه بدنی بر ساختار عصبی اثر می‌گذارد. پژوهشگران یک مطالعه طولی بر 149 پسر و دختر 11 تا 14 ساله انجام دادند. بچه‌ها یک تسک شبیه بازی ویدیویی و یک بازی حدس زدن پولی(پول به عنوان پاداش حدس) را در حین ثبت EEG انجام می‌دادند. بر اساس داده‌ها دو نمره برای هر شرکت‌کننده تعیین می‌شد: یکی نشان‌دهنده پاسخ عصبی آنها به خطا و دیگری نشان‌دهنده پاسخ عصبی آنها به پاداش. دو سال بعد شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌هایی را پر کردند که میزان اضطراب، افسردگی و سبک فرزندپروری والدینشان را ارزیابی می‌کرد. خلاصه نتایج این بود که کودکانی که تنبیه بدنی شده بودند بیشتر در معرض خطر اضطراب و افسردگی قرار داشتند، چون تنبیه بدنی کودکان را نسبت به اشتباهاتشان حساس می‌کند و باعث می‌شود نسبت به پاداش‌ها و سایر رویدادهای مثبت در محیط خود واکنش کمتری نشان دهند. منبع: Elsevier @CogniPlus
کودکان سریع‌تر از بزرگسالان یاد می‌گیرند شاید شما هم این احساس را داشته باشید که زمانی که دبستانی بودید باهوش‌تر بودید یا حداقل سریع‌تر مهارت یا اطلاعات جدید را یاد می‌گرفتید. یک مطالعه جدید این احساس را تایید می‌کند! یافته‌ها نشان می‌دهد که کودکان افزایش سریعی در آزادسازی گابا در طول تمرین دیداری دارند. درحالی که مقدار گابا در طول تمرین مشابه در بزرگسالان ثابت می‌ماند. گابا یک انتقال دهنده عصبی آرام بخش است و بیش فعالی عصبی را مهار می کند. سطوح بالاتر گابا کارایی یادگیری را از طریق فرآیندهای GABAergic بهبود می بخشد که نحوه یادگیری چیزهای جدید را ثبیت می کند. این تفاوت در مغز کودکان باعث می‌شود کودک یادگیری جدید را سریع‌تر و کارآمدتر تثبیت کنند. البته نویسندگان مقاله این نکته را هم بیان می‌کنند که مغز کودکان هنوز به بلوغ کامل نرسیده و بسیاری از عملکردهای رفتاری و شناختی آنها به اندازه بزرگسالان کارآمد نیست، در واقع کودکان به طور کلی نسبت به بزرگسالان بهتر عمل نمی کنند. اما حداقل در برخی از حوزه‌ها مانند یادگیری دیداری، نسبت به بزرگسالان برتری دارند. منبع: CellPress Current Biology @CogniPlus
ساخت یک پلتفرم برای جلوگیری از انتشار اخبار نادرست همه ما در زندگی مجازیمان با روبرو شده‌ایم و گاهی خواسته‌ایم که جلوی انتشار بیشتر این اخبار را بگیریم؛ اما پلتفرم‌های فعلی چه قدر اجازه این کار را به ما می‌دهند؟ معمول‌ترین ابزاری که در اکثر شبکه‌های اجتماعی در اختیار داریم یک دیسلایک، یک کامنت درباره دروغین بودن محتوا، یا یک ریپورت در دسته‌بندی های محدود است. در واقع اکثر پلتفرم‌ها صحت‌سنجی مرکزمحور توسط عاملان خود را ترجیح می‌دهند و نقشی برای کاربران قائل نمی‌شوند. حالا در نبود پلتفرم‌هایی که در اعتبارسنجی محتوا مرکزمحور نباشند، فرناز جهانبخش همراه با همکارانش در دانشگاه MIT به تازگی یک پلتفرم اولیه طراحی کرده‌اند که به کاربران اجازه می‌دهد پست‌ها را بر اساس میزان صحتشان رتبه‌بندی کنند. این پلتفرم اولیه که Trustnet نام دارد - با فضایی شبیه فیس بوک- قبل از انتشار هر پست از کاربر می‌خواهد که میزان درستی و دقت محتوا را رتبه‌بندی کند، به کاربر اجازه می‌دهد به صورت ساختاریافته پست‌های دیگران را ارزیابی کند و صفحه feed خود را براساس صحت محتوا فیلتر کند. آزمایش‌های انجام شده توسط شرکت‌کنندگان داوطلب موفقیت این پلتفرم را نشان می‌دهد: کاربران بدون هیچ آموزش قبلی می‌توانند با دقت بسیار بالایی محتواهای غلط را تشخیص دهند و از انتشار آن جلوگیری کنند. در حالی که این نتایج نشان می دهد که کاربران می توانند نقش فعال تری در مبارزه با اطلاعات نادرست داشته باشند، جهانبخش هشدار می دهد که دادن این قدرت به کاربران بی ضرر هم نیست. به عنوان مثال، ممکن است کاربران فقط اطلاعات را از منابع همفکرشان ببینند چون آنها را مورد اعتماد می‌دانند. با این حال، می‌شود با بهبود فیلترها و ارزیابی‌های ساختاریافته تا حدی این مشکلات را کاهش داد. به نظر شما شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار امروزی از اضافه‌کردن چنین قابلیتی به پلتفرم خود چه قدر استقبال می‌کنند؟ منبع: MIT News لینک مقاله: ACM Journals @CogniPlus
نقض یک نظریه معروف درباره محل آگاهی در مغز عصب‌شناس معروف فرانسیس کریک سال‌ها پیش فرض کرد که کلاستروم محل آگاهی در مغز است. کلاستروم یک صفحه نازک و نامنظم از سلول های عصبی است که در اعماق مغز قرار دارد و با بیشتر نواحی مغز از جمله قشر بینایی، قشر شنوایی و قشر حسی تنی ارتباط متقابل دارد. علاوه بر این، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد نورون‌ها در کلاستروم چندوجهی هستند، یعنی می‌توانند به محرک‌های حسی مختلف پاسخ دهند. در مجموع، به نظر کریک کلاستروم ساختاری عالی برای ادغام اطلاعات حسی است، که آن را به جایگاه آگاهی تبدیل می کند. اما چند هفته پیش محققان در دانشگاه مریلند نظر متفاوتی را ارائه کردند. آنها نظریه جدیدی را ایجاد کردند که در آن کلاستروم بیشتر شبیه یک روتر اینترنت پرسرعت عمل می کند؛ دستورات اجرایی را از مناطق محوری قشر مغز که مسئول افکار پیچیده‌اند دریافت می کند و یک شبکه در قشر مغز تشکیل می دهد. کلستروم این شبکه‌ها را با هم هماهنگ می‌کند که به ما توانایی انجام وظایف شناختی متفاوتی- به ویژه کنترل شناختی- را در زندگی روزمره می‌دهند. منبع: Trends in Cognitive Sciences @CogniPlus
نابرابری اقتصادی بر ارتباطات مغزی کودکان اثر می‌گذارد یک مطالعه بزرگ روی 5800 کودک 9-10 ساله نشان می‌دهد که بزرگ شدن در خانواده‌ای که از نظر اقتصادی-اجتماعی محروم است ممکن است اثرات ماندگاری بر رشد مغز کودکان داشته باشد. کودکان این خانواده‌ها الگوی متفاوتی از ارتباط میان مناطق مغز و شبکه‌های آن دارند که در مقایسه با کودکان دیگر ضعیف‌تر است. مهم‌ترین عامل اقتصادی-اجتماعی در شکل‌گیری بهتر ارتباطات مغزی میزان تحصیلات والدین بود اما مهم‌تر از مدارک تحصیلی فعالیت‌هایی مثل خواندن کتاب با کودک، صحبت کردن، به موزه رفتن یا هر فعالیت تقویت‌کننده شناختی دیگر دلیل این رشد بهتر است. ویژگی مهم این مطالعه استفاده از منبع داده بزرگ پروژه تحقیقاتی ملی توسعه شناختی مغز نوجوانان (ABCD) آمریکاست که اطلاعات شناختی و اسکن‌های fMRI بیش از 11000 کودک را شامل می‌شود. پژوهشگران امیدوارند که استفاده از این روش تحلیل تا حدی اثر «بحران تکرارپذیری» را برای مطالعات بعدی کاهش دهد. منبع: University of Michigan: Health Lab @CogniPlus
شبکه‌های عصبی مصنوعی وقتی افلاین باشند بهتر یاد می‌گیرند! یک مطالعه بر روی شبکه‌های عصبی مصنوعی (ANN) نشان می‌دهد که همانطور که مغز برای تشکیل حافظه به خواب نیاز دارد، شبکه‌های عصبی هم اگر مدتی آفلاین باشند بهتر یاد می‌گیرند! شبکه های عصبی مصنوعی سیستم‌های محاسباتی هستند که از شبکه‌های عصبی بیولوژیکی که مغز حیوانات را تشکیل می دهند، الهام گرفته شده‌اند. این شبکه‌ها مانند مدل‌های بیولوژیکی، می توانند با پردازش مثال‌ها و تشکیل تداعی‌ها یاد بگیرند(دقیق‌تر؛ آموزش ببینند) و سپس از آن اطلاعات در سایر کارها استفاده کنند. شبکه‌های عصبی می‌توانند سرعت محاسباتی فوق بشری داشته باشند، اما در یک جنبه اصلی شکست می خورند: وقتی به طور متوالی می‌آموزند، اطلاعات جدید را بر روی اطلاعات قبلی بازنویسی می‌کنند، پدیده‌ای که آن «فراموشی فاجعه بار» می‌گویند. پژوهشگران برای کاهش دادن تاثیر فراموشی فاجعه‌ بار از شبکه های عصبی اسپایکی -یک نوع پیشرفته از ANN- استفاده کردند. این شبکه‌ها وقتی در یک تسک جدید آموزش دیده باشند، و بعد یک دوره‌ آفلاین داشته باشند، فراموشی فاجعه بارشان کاهش می یابد. منبع: UC San Diego @CogniPlus