من دوتا پلاک کارت دارم😎😌
شهید حسین خرازی و شهید آرمان علی وردی
شهید آرمان و حسین خرازی هر دو رفیق شهیدای من هستن😏😊🥰
فعلا در مسیر طلاییه هستیم جایی که من عاشقشم پر از حس و حال خوب
فقط ببخشید ویدئو زیاد تکون میخوره یا مارو میخندونن دستم میلرزه یا گریه میکنیم یا اتوبوس بندری میره🥲😅😁
رفقا شرمنده شارژم روبه اتمام و اینکه آنتم ضعیفه رفتم اردوگاه براتون عکس و فیلمارو میذارم
سخنرانی آقای حبیبی(باقی مانده از زمان جنگ) اینقدر شیرین و غمگین بود که من فقط دوربین و گذاشتم جلوی ایشون و خودم نشستم و گریه کردم یک دل سیر باورتون میشه فیلم ضبط شده یک ساعت و نیم هست و من خیلی زیاد باید فشرده و پارت بندیش کنم تا کامل بیاد
و اینکه شب قراره در سنگر کنار رود اروند بخوابیم تا برای یک شب هم که شده به سبک زندگی شهدا زندگی کنیم و البته بگم اونجا خیلی سرده
هرچند کنار رود قراره برای بچه ها بلالی و کباب درست کنن و قراره بهشون حسابی خوش بگذره ولی شهدا اون موقع این خوشحالیو نداشتن کنار رود
سبک زندگیشون خیلی سخت تر بود
زمانی که ما با ذوق و خوشحالی کنار این رود عکس میگیریم پدر و مادر و دختر و پسر شهدایی که در این آب افتادن و شهید شدن و برنگشتن با چشم گریون به این آب خیره میشن