میتواند که تو را سخت زمینگیر کند
دردِ یک بغض اگر بینِ گلو گیر کند.
انتظارش هر دمم عمری به پایان میبرد
وه که این یکدم مرا تا پای عمری پیر کرد
نام ما را به خطا برد و خودش می دانست
به فراموشی ما داشت تظاهر می کرد...
همه شب سوختن و ساختنم کار دلست
چه کنم! بیتو مرا کار به آزار دلست
جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
آخر چه شد، که هیچ دلت بر دلم نسوخت؟