که وقتی حر سرش رو پایین انداخته بود و
از خجالت آب میشـد ، گفتن :
“سرت رو بالا بگیر حـُر! تو آزادی، تو حرّی…”
این یعنی؛بخشش ِبی قید و شرط،یعنی آغوش ِباز برای هر کسی که بخواد برگرده ((:
رفقا این قصه..
فقط یه روضه نیست
فقط یه روایت تاریخی نیست!
یه نقشه راه ِبرای همه ما ؛ یه آیـنه است برای تک تک ما (:
قطعا هر کدوممون تو زندگی ممکنه لحظههایی داشته باشیم که حس کنیم تو مسیر غلطیم ، یا یه تصمیم اشتباه گرفتیم .
ممکنه شرمنده باشیم ، بترسیم، یا فکر کنیم دیگه راه برگشتی نیست ...!
جدی چندبار شده که تو زندگی، راه رو اشتباه رفتیم؟!
چند بار شد از یه تصمیممون پشیمون شدیم؟!
چند بار شد از خجالت سر پایین انداختیم و فکر کردیم دیگه کسی ما رو نمیبخشه؟!
اون لحظه که حر
بین دنیا و آخرت ، بین راحتطلبی و حقیقت ، یه تصمیم ِبزرگ گرفت ..
همون موقع بود؛
کـه دلش لرزید (: چشمش باز شد و فهمید مسیر اشتباهه!
ولی رفقا درس حر به ما ، این ِکـه :
- هر وقت اراده کنی ، میتونی تغییر کنی .
مهم نیست کجای کاری ، مهم اینه از همین لحظه تصمیم بگیری!
- در ِرحمت خدا همیشه بازه بچه ها...
حتی اگه بزرگترین اشتباه رو کرده باشی ،
خدا منتظر برگشت ِماست ( :
- بیاین جسارت تغییر رو داشته باشـیم...
اینو عمیقا درک میکنم که گاهی اوقات سختترین کار ، اعتراف به اشتباه و تغییر مسیر ِ.
باشه ولی ارزشش رو داره،آزادگی ِواقعی ، تو تغییر ِ!
آزاد شدن از زنجیر گناه و اشتباه،جسارت میخواد .
ولی ولله که شیرینترین آزادی ِدنیاست (:
یادمون باشه ؛همیشه یه فرصت دیگه هست .
همیشه میشه از اون چیزی که نیستیم ،
به اون چیزی که باید باشیم ، تبدیل بشیم .
قصه حـر، قصه ِامید و بخشش ِ…
قصه این ِکه هیچوقت دیر نیست ، هیچوقت!