eitaa logo
‹کـولـه‌بارِعـشق³¹³ ☫ '
1.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
5.9هزار ویدیو
27 فایل
‌‌‌‌‌‌‌‌‌اینجا سرزمینِ دل‌هایی‌ست که هنوز به نور،امید،عشق و خدا باور دارن🪄🎀 اینجا از خالقِ مهربون و اهل بیت می‌نویسیم از آرامشی که فقط یادِ خدا میده کوله‌بارمون سبک نیست،اما پر نورِ✨🌝 تولدمون:¹⁴⁰³/⁵/⁸ من اینجام: @m_sadat_86 کپی؟!سنجاق چنلُ بخون👀
مشاهده در ایتا
دانلود
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا مرا ببخش به خاطر درهایی که زدم اما خانه ی تو نبود🤍
00:00 «شهادت»
به نام صاحِب عزای مُحرم :)❤️‍🩹...
ذکر ِروز ِسه‌شنبه : ✨ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین ؛  ای مهربان‌ترین ِمهربانان . روز نوزدهم محرم...:))🖤
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_من‌که‌تهش‌زندگیم‌رو‌دستت‌دادم . . ؛)))
آتش هنوز از کربلا خاموش نشده بود که کاروان دل‌های شکسته، راهی شام شد... نه صدای فریاد، نه بوی خون، که فقط زنجیر بود و خنده‌ی دشمن. و زینب، با قامتی خسته، پرچم حیا را میان چشم‌های بی‌حیا بالا گرفت... 💔
نوزدهم محرم حرکت اسرای کربلا به سوی شام...💔:)))) .
بعد از چهل منزل اشک و خاک و زخم کاروان اسیران به شام رسید... یزید، دستور داد از دروازه‌ی ساعات واردشان کنند، همان‌جایی که برده‌ها را وارد می‌کردند؛ می‌خواست دلِ اهل‌بیت را له کند. مردم، بی‌خبر از جنایت، شادی می‌کردند و گل بر سر ریختند اما در میان آن غوغا، چشم‌های دختری سه‌ساله، دنبال سر بریده‌ی پدرش می‌گشت... وای از دل رقیه...💔 دستی نداشت تا پدر را بغل کند، اما دلش هنوز بوی گودی قتلگاه می‌داد... زینب (س) ایستاد، با قامتی خسته و چشمی پر اشک، و در دل کوچه‌های شام فریاد زد: ما خاندان نبوّتیم... این سر بریده، سر نوه‌ی پیامبرتان است... و شام، برای همیشه شرمنده‌ی نگاه دخترانه‌ای شد که میان خرابه‌ها، پدرش را خواب می‌دید و از دلتنگی، پرکشید...
_❤️‍🩹:))))
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_درلگد‌کوب‌حوادث‌جــان‌دیگر‌یافتم ؛)))