eitaa logo
‹ کـولـه‌بارِعـشق ³¹³ '
1.2هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
6هزار ویدیو
28 فایل
اینجا سرزمینِ دل‌هایی‌ست که هنوز به نُـور ، اُمید ، عـشق و خُـدا باور دارن 💗☁ اینجا از خالقِ مهربون و اهل بیت می‌نویسیم از آرامشی که فقط یادِ خـدا میده کـوله‌بارمون سبک نیست اما پر نـورِ✨ تولدمون:¹⁴⁰³/⁵/⁸ من اینجام: @m_sadat_86 کپی ؟سنجاق چنلُ بخون👀
مشاهده در ایتا
دانلود
- این روزا کار فضه سخته... خیلی سخته... نه فقط چون مادر افتاده... چون دیگه صدای ِ 🖤✨ «بسم‌الله» زهرا نمیاد... چون دیگه اون نون داغی که با دست شکسته پخته می‌شد، نیست... -
- فضه سفره پهن می‌کنه... اما نه مثل قبل... نه با لبخند زهرا 💔 . . نه با صدای خنده‌ی بچه‌ها... -
- فضه التماس می‌کنه: > «زینبم بلند شو بیای سر سفره...» > «حسین جان، بیا عزیزم...» > «حسن جان، تو پسر بزرگی، بیا بچه‌ها به حالتون میاد...» (توروخدا امشب بچتو زیاد بغل کن ؛ هی تو دلت بگو : اخ بمیرم برای یتیمات فاطمه 💔 اخ فاطمه کی امشب یتیمات بغل میکنه ؟) -
- اما بچه‌ها فقط نگاه می‌کنن... چشماشون پر اشکه... دلشون پر داغه... ⧉ فقط یه جمله می‌گن: > «فضه... کی دیدی ما بدون مادر سر سفره بشینیم؟» -
- خانم جان... بعد از تو، یتیماتو با احترام سر سفره می‌آوردن... درسته مادر نداشتن 🖤 . اما حسن، حسین، زینب، کلثوم... دست نوازش علی رو سرشون بود... -
- ⧉ اما سلام به اون نازدونه‌هایی که... شام غریبان ، زینب با زحمت از توی ِ صحرا جمعشون کرد . -
- خیمه نیم‌سوخته بود... آتیش هنوز خاموش نشده بود... بچه‌ها با تن‌های سوخته، با دل‌های ترسیده : ) 🖤 . دور زینب حلقه زده بودن... -
- یکی می‌گفت: > «عمه وای گوشم...» یکی می‌گفت: > «عمه پاهام...» یکی می‌گفت: > «عمه زدنت...» -
- اگه امشب اشکت نیومد برو کنار دل علی ؛ ⧉ بابای ما خیلی غریب بود اون‌جا دیگه علی طاقت نداشت... گفت: > «یا رسول‌الله، از فاطمه بپرس چه بر سرش آوردند💔...» -
صلی الله علیک یا فاطمه 🖤 اگر امشب اشکی جاری شد یاد بنده حقیرم باشید التماس دعا ... .