eitaa logo
.رسانای بدون برق.
2 دنبال‌کننده
34 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
اسلام علیك یاٰ اباعبدالله الحسین علیه السلام.
گاهی دلم چه زود ، پیر میشود. گاهی هوا گرفته ، نفس گیر میشود. گاهی ز دودِ بهمنِ کوچک به گِردِ لب، احوالْ، دود و دم و مشروب میشود ، گاهی دلم چه گوارا به لب کشید، آن دم که دمادم ز تو مشهود میشود . -فاطمهٖ مکی- 1402-5-2. https://eitaa.com/Conductive_without_electricity
ماهک، لبخند بزن ماهک، دریای بی طوفان دیده ای مگر؟ تمامش برای ثانیه هایی گذراست.. لبخند بزن ماهک ، دریایت آرام میشود، تو به ساحل میرسی! -فاطمهٖ‌مکی- ۱۴۰۲-۵-۹
حسین؛... تو کدام ستاره ای میان این برهوتِ اشکی که کهکشان هارا به لرزه ی گریه های زنان و مردانِ جامانده ی حسینی در میاورد؟... قبل از اشک های ریخته شده ی داغِ کربلایت،دلمان به هوای اتشِ جهنم گناه نمیکرد و حال ، برای؛ نکند حسین، عذر بخواهد از دیدنمان در قیامت ،جهت بالین پر گناهمان. -فاطمهٖ مکی- ۱۴۰۲-۵-۲۹
My attractive latte !
حالم بدِ تنهاییست؛ حالم چه دگرگون است ... اندر دلِ ما انگار، خونابه به دندون است... هرکس که تورا پرسید ؛ حالَشْ تو بگو آخر ؟! گویَش که نفس دارد . اما، نه روان در بر ... -فاطمهٖ‌مکی- ۱۴۰۲/۶/۹
+این صدای بادِ پاییزی رو کم کنید من بشنوم این گنجیشکای زبون بسته چی میگن اول صبی خان دایی ؟!
آغاز کردن، به معنای زندگی کردن است، آغاز ِهرچیزی که میخواهد باشد . زندگیِ راکد ، زندگی ای ست که در آن شروع وجود نداشته باشد . پس تو! زمانی تصمیم به مردن میکنی که شروع کردن را تمام کنی ، مثلا حتی زمان هایی که شروع غصه خوردن را تمام میکنی ، به چشمانت اجازه ی اشک ریختن نمیدهی، به گیسوانت اجازه کوتاه شدن نمیدهی، به دهانت اجازه ی فریاد نمیدهی این ها بدتر است ادمیزاد! زندگی کن مرد حسابی . _فاطمهٖ‌مکی_
او کارش فرار کردن بود همه چیزی که در زندگی قسمتش شده بود فرار کردن از همه چیز بود او بلد نبود خوشحال باشد ، بلد نبود آرزویی جز فرار داشته باشد او اصلا خودِ فرار بود ! تکه هایش را که میچسباندی به هم، چیزی جز فرار و ترک شدگی قسمتت نمیشد . _فاطمهٖ‌مکی_
+ غمم گین است ، نمیدانم چه در سر میگذرانم... _چرا؟! +چه سوال مسخره ای‌ست؟! گویا سطح احمق بودنت بالا رفته است ! اگر میدانستم چم است که آنقدر چم نبود مرد حسابی:) _گاهی گویی تمام آسمان و زمان ریسمان میبافند و ریسمان را دورت گره میزنند و پرتت میکنند در جایی دور... و تورا از خود دور میکنند . گویی تمام آنچه برایش رنج میکشی ، دقیقا چیز هایی ست که تو خرابشان نکردی ! گویی پرتاب میشوی میان یک تنگ بلور . _فاطمه‌مکی_
شبت بخیر ، غمت نیز . شب است مرد حسابی !