هدایت شده از " زایشافکار "
عزيز لعنتى من
تو آبِ آبغوره انتهای سالادمی.
گاهی زمخت میشوی مثل چوب های پدر. گاهی هم شاید گس مثل خرمالوی یلدا.
ولی باز تو عربی ترین کلاس دوشنبه هایم هستی،
اخم میکند مرا سیامکی گاهی هم تشویق. تو نماز صبح زمستانمی.
باعث اشکهای شبمی گاهی هم قاتلشان.
جفا میکنی مرا گاهی هم وفا.
و همچنان تو جاده کرج به اَلَموتمی.
اش انار مادری.
تو سبز ترینی.
زمستان استخوان میترکانی و پوسته میشکافی کنار لوبیا هایم.
تو زیبا ترینی. ممنونم از تو.
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
ناشناس هم هستا. https://punz.ir/message/05hXRiT
صحبتی چیزی باشه
‹ 𝘊𝘰𝘯𝘵𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦𝘴𝘴 ²
https://punz.ir/message/05hXRiT بیاید صحبت کنیم خانومیا
یه نفر بهم گفت خانومی خوشگل، ممنون