eitaa logo
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام بچه ها حالتون چطوره
بچه ها هر روز یک روز میذارم یک پارت شب
بچه ها لحظاتی دیگه پارت ۲ را میگذارم
چای بیسکویتمون نشه😁😁😁
امروز روز پرکاری بود ؛ پدرم جلسه ای مهم با ثروتمندترین ناخدای بندر مه آلود داشت و من هم باید در آن جلسه هنوز می داشتم . در همین افکار بودم که چه وقتی به آن صخره بروم چون با ناخدا هم جلسه داشتیم که صدایی مرا به خودم آورد : جانان ! جانان ! لوکا بود. پرسیدم :《 بله ؟》 گفت:《 ناخدا ویلیام صدایت میکند، زود تر بیا .》 گفتم:《 باشه الان می آم.》 سریع کتاب و نامه را داخل صندوقچه گذاشتم. صندوقچه را برداشتم و سراغ آن بریدگی خاص زیر تختم رفتم . که خودم هم از آن خبر نداشتم همان حفره ای که مادرم ایجاده کرده بود که دری کوچک و نامرئی طور دارد‌. که هیچ کس متوجه آن نمی شود صندوغچه را در جای امنش پنهان کردم و با عجله نزد پدر رفتم . پدر وقتی مرا دید، گفت:《 دخترم، آماده باش که لحظاتی دیگر حرکت می کنیم.》 سرم را به نشانه ی اطاعت تکان دادم و از اتاق خارج شدم . هنوز گیج بودم و فکرم پیش نامه مادر بود که تاکید کرده بود که باید پیش از تولدم، راز این کتاب را کشف کنم. کنار لوکا نشستم در حالی که غرق در افکارم بودم، لوکا با همان لحن شوخ همیشگی اش گفت :《 آن دختر پرحرف و شلوغ کجاست ؟ تو واقعا جانان هستی؟》 نیش خندی، زدم لوکا همیشه راهی برای خنداندن من ، حتی در سخت ترین شرایط دارد . نمی توانستم چیزی را از او پنهان کنم، برای همین آرام گفتم:《 لوکا می خواهم رازی را به تو بگویم‌.》 با کنجکاوی گفت بگو گوش می دهم همه چیز را برایش تعریف کردم ؛ از جابه جا کردن اتفاقی تخت، صدای گزگز چوب ، پیدا کردن آن حفره ی درمانند و صندوقچه ای که داخلش بود. وقتی ماجرا را شنید، چشمانش گرد شد و با دهانی باز به من خیره مانده بود. پرسید:《 واقعا؟ این خیلی عجیب است ! اصلا این راز چیست؟》 گفتم خودم هم نمی دانم . تصویر های داخل کتاب را به او نشان دادم و همان جا، در میان هیاهوی تدارکات سفر، با هم عهد بستیم که هر طور شده ، دست در دست هم ، از این راز سر در بیاوریم ......... به قلم : مدیسا محمدی https://eitaa.com/joinchat/2080179854C550d318f6c
بچه ها اینم از پارت دوم 😁😁🌷
https://abzarek.ir/service-p/msg/4714855 ناشناس🌷🌷 نظراتون را بگید بهم خوشتون اومده آیا؟🤔🤔🤔 کویر نکنیدا😢
من در حال کالیمبا زدن🥰🥰😍
بچه ها چند ساعت دیگه یک پارت دیگه براتون میذارم