نخل شکسته شاخه در مجلس عزا شده، ریسمان های رنگین پاره شده، دامن چین دارِ سوخته، بوی عود و اسپندی که جایش را به بوی خون و باروت داد، نقل هایی که روی زمین در خون می غلتند، ظرف های شیرینی شکسته، کت خاکی فتاده بر کنج حیاط، کفش بی پاشنه، تور پاره، رقص و هلهله ای که به فریاد و بر سر زدن تبدیل گشت، گیسوان پریشان، قلب های پر تلاطم،تکه آجرها، پیکر های گلگون، لاله ای به نام امیرعلی
-
جنوب، شبِ ده شهریور هزار و چهارصد و پنج