واقعا دلم میخواد سوار قطار بشم، یک کتاب بردارم، کلی خوراکی متنوع داشته باشم و از موقعی که سوار قطار شدم کتاب بخونم و کل شب رو با خوندن کتاب سر کنم. 👒🪵⌛️
'𝘊𝘳𝘦𝘱𝘶́𝘴𝘤𝘶𝘭𝘰'
واقعا دلم میخواد سوار قطار بشم، یک کتاب بردارم، کلی خوراکی متنوع داشته باشم و از موقعی که سوار قطار
یا مثلا یک دفتر بزرگ بردارم و کل تایمی که توی قطار هستم رو کتاب بنویسم:) 🚂🍪📝
میخواهم از انسانها بگویم، از پست بودنشان. آنهایی که دَم از خوب بودن میزنند، ادعای مهربان بودن میکنند و ریاکارند. در زبان میگویند: کمک کن، قضاوت نکن، مهربان باش، لبخند بزن؛ اما خودشان را پشت نقابهایی پوشاندهاند که رویش سفید است و زیرش سیاه. نقابهایی دارند با حسی شوم و جنسی از تاریکی. شیطان درون جسم و روحشان نفوذ کرده و چه روزهایی که دل را مانند شیشهای به راحتی شکستند و ذات خرابشان را با شنلی از جنس نور پوشاندند. لبخندی از جنس مهربانی روی صورتشان نقاشی کردند و در آخر موجودات کثیف را از چشمانشان بیرون کشیدند و فرشتهای ریاکار اما به ظاهر مظلوم و معصوم را جایگزین آن شیاطین درون چشمانشان کردند. انسانهای دلشکسته را رها کردند به حال خودشان..!
#ذهنوالریا
'𝘊𝘳𝘦𝘱𝘶́𝘴𝘤𝘶𝘭𝘰'
میخواهم از انسانها بگویم، از پست بودنشان. آنهایی که دَم از خوب بودن میزنند، ادعای مهربان بودن می
اون دلنوشتههایی که سر کلاس درس به ذهنم میرسه و مینویسمشون رو خیلی دوست دارم **:) 💆🏽♀☕️
ولی شاید اونایی که نویسندگی و نقاشی رو انتخاب کردن، میخوان از واقعیت فرار کنن، تا بتونن دنیای مورد علاقه خودشون رو خلق کنن. نه..؟:) 🌚
'𝘊𝘳𝘦𝘱𝘶́𝘴𝘤𝘶𝘭𝘰'
ولی شاید اونایی که نویسندگی و نقاشی رو انتخاب کردن، میخوان از واقعیت فرار کنن، تا بتونن دنیای مورد
یا اونهایی که فیلمنامهنویس هستن.. میخوان دنیای مورد علاقشون رو به تصویر بکشن.. دنیای مورد علاقشون بیاد پشت دوربین و جلوی تلویزیون.. 🪐🌬
کاش یه دبیرستان مخصوص داشتیم برای نویسندهها..:)))
جایی که کلی کتاب هست.. آدمهای مهربون.. زیبا.. لطیف.. خوشسلیقه.
جایی دور از دنیای واقعی، اونجا همه مثل خودتن، شبها با نور شمع توی اتاقشون کتاب میخونن.
در طول روز کلاسهای نویسندگی برگزار میشه.
بعد از ظهرها کتابمون رو مینویسیم.
تایمی رو برای گپ زدن و دورهمی میزاریم و چقدر قشنگ میشد واقعا**)) 🤎🪵☕️