کوه را با دست کَندن، بهتر از دل کَندن است؛
بینِ هر دل کندنی، جان کندنی رخ میدهد...
از جهان؛ مانده فقط جان که مرا ترک کند.
من چونانم که محال است کسی درک کند.
پای خودا را میگذارم از حقیقت بیشتر،
خسته ام از زندگی؛
از حرف مردم بیشتر ...