چون دوست در نظر بود از دشمنت چه غم..
چون گل بدست باشدت از خار غم مخور
با طلعت حبیب چه اندیشه از رقیب
چون یار حاضرست ز اغیار غم مخور...
ایکه با یک سنگِ کوچک، خاطرت گِل میشود....
مشکل از اَطفالِ شیطان نیست، دریا نیستی:))
مینوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق؛
اما که در این میکده غم نوشتر از من...
- شهریار
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دِگران
رفتم از کوی تو لیکن عقبِ سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران، وای به حال دگران