هرچه پول داشت کتاب خرید؛
پدر پرسید: دنبال چه میگردی؟!
گفت: دنبال خودم...
–سمفونی مردگان
[او مرده است]
لیکن چه کند جسمش قول ماندن دارد،
خودش تا ابد و یک روز دلش رفتن خواهد ؛
روح در هم شکسته هم ارزوِ قبری بی انسان دارد.
#خویش نوشت
هر کجا می نگرم ، باز هم اوست
که به چشمان ترم خیره شده
درد عشق است که با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چیره شده..
_فروغ فرخزاد
به هر حال آدمیزاده دیگه،گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه ؛ دراز میکشه خیره میشه به سقف ، یکم گریه میکنه و خوابش میبره ....