𝗖𝗋𝘆𝗂𝗻𝗀 𝗿𝘰𝘰𝗺
پلک میبندم میون گریههای بیارادهم.
دستتو دورم نگه دار،
من یه شمع رو به بادم..
من مثل زیبایی تو، از سر دنیا زیادم
هم خودم مُردم عزیزم، هم عزیز از دست دادم
-بعد از تو [چاووشی]
دیوانه بمانید، اما مانند عاقلان رفتار کنید...
خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بدون جلب توجه متفاوت باشید. جایی که همه مثل هم می اندیشند، اصلا کسی فکر نمیکند.
𝗖𝗋𝘆𝗂𝗻𝗀 𝗿𝘰𝘰𝗺
اوکه در خلوت به سیلی صورتش را سُرخ کرد. گونه های سُرخِ سیلی ، چال میخواهد چکار؟
عُمرما رفت کنار قبر ما گُل کاشتن؛
آدم مُرده گلِ هرسال میخواهد چکار..؟