هدایت شده از سید .
آدمیزاد تا دستش به آرزوهاش میرسه فراموش میکنه که چه روزهایی رو در حسرت و تمنای داشتنشون گذرونده
من ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود