eitaa logo
در خط آتش
1.2هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
3.5هزار ویدیو
1 فایل
🌺 بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 ⚜️کانال » در خط آتش 💛 فَإِنَّ حِزبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبونَ💛 خبر وتحلیل کم ولی خاص . سیاسی ونظامی . داخلی وخارجی . جبهه مقاومت. 🌹 ادمین: @Pirekharabat313 تبلیغات: @Amirshah315 لینک کانال @DAR_KHATE_ATASH
مشاهده در ایتا
دانلود
📌وزیر دفاع: در پاسخ به ماجراجویی دشمن موشک‌های جدید به‌کار می‌گیریم سرتیپ نصیرزاده: 🔹موشک‌هایی که در جنگ ۱۲ روزه به‌کار گرفته شد، ساخت چند سال قبل بود. 🔹امروز موشک‌هایی را در اختیار داریم که دارای توانمندی‌های بسیار بهتری نسبت به موشک‌های قبلی است. 🔹اگر دشمن صهیونیستی ماجراجویی دیگری را انجام دهد، حتماً این موشک‌ها را به‌کار خواهیم گرفت.   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
❌ سانسور حقیقت از صدا و سیما برنامه شب گذشته سوره شبکه چهار امروز دوباره پخش شد اما قسمت های مهم آن که انتقادات صریح استاد رجبی دوانی به خیانت های امثال ظریف و حسن روحانی بود حذف گردید. 🔹استاد رجبی دوانی بیان کرده بودند که روحانی اشعث و ظریف ابوموسی اشعری زمان ما هستند   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
🔴جزئیات کشف یک عملیات تروریستی در شرق 🔺در روزهای گذشته گروهک انصار الفرقان از طریق مرزهای شمال استان سیستان و بلوچستان و کشور افغانستان با هدف ضربه زدن به مراکز نظامی و انتظامی و پایگاه پدافند هوایی ارتش وارد کشور شدند که با اقدام به هنگام نیروهای اطلاعاتی با آن مقابله شد.   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
📌سخنگوی قوه قضائیه: 🔻۱۷ شرکت بابک زنجانی به شرکت ملی نفت واگذار شد. ارزش اموال واگذار شده حدود ۵۰۰ میلیون دلار اعلام شد.   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
316.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺وزیر کشاورزی: قیمت برنج بیش از ۱۰۰ هزار تومان کاهش یافته! ❌️🖊ایا مروم هم این قیمت را قبول دارند قیمت برنج ۳ برابرشد و حال ۱۰۰ هزارتومان ....!!!؟   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 میگن : آخوند سیاسی نشه تا حرمت داشته باشه... مرده شور حرمت عمامه ای رو ببرند که به طاغوت آسیب نزنه! ▫️امام جمعه چهاردانگه | ۲۴ مرداد   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در خط آتش
#داستان_واقعی #اوج_دلدادگی #قسمت_هجدهم🎬: عمر نگاهی به در خانه ی امیرالمومنین نمود و گفت: به یاد د
🎬: عمر گلویی صاف کرد و گفت: همانطوری که میدانی در روزگاری که پیامبر زنده بود، روستاهای یهودی نشینی در اطراف مدینه وجود داشت، این روستاها بسیار حاصلخیز و پر برکت بود و قطب اقتصادی خوبی بود یکی از این روستاها فدک بود که قلعه ای محکم در کنارش داشت به نام «خیبر» البته خیبر هم خودش روستایی بسیار غنی و سرشار از نعمت بود، یهودیان خیبر و فدک تعدادی از مخالفین اسلام را پناه داده بودند و قرار بود با همدستی آنان به مدینه یورش بیاورند و مسلمانان را از دم تیغ بگذرانند. در آن زمان پیامبر به آنها پیغام داد که دست از شرارت بردارند و مثل قبل با صلح و آرامش در کنار مسلمانان زندگی کنند، اما آنان که به قدرت خود و استحکام قلعه ی خیبر مطمئن بودند باز هم دست از اعمال ستیزه جویانه شان برنداشتند، پس پیامبر به سپاه اسلام دستور داد که خیبر را محاصره کنند. خیبر محاصره شد و باز هم پیامبر از یهودیان خواست که دشمنان اسلام را به ما بسپرند تا جنگی شکل نگیرد که آنها قبول نکردند و خود را تا دندان مسلح کرده بودند که با مسلمانان بجنگند. به ناچار دستور حمله صادر شد، روز اول ابوبکر با سپاهی انبوه به خیبر حمله برد که در همان لحظات اول از دیدن آنهمه آمادگی یهودیان، لشکرش را برداشت و فرار را برقرار ترجیح داد، من که گمان می کردم، ابوبکر کار درستی انجام نداده خواستم چیزی به او بگویم و توبیخش کنم که فرمان رسید خودم فرماندهی سپاه را به عهده گیرم و بر یهودیان حمله کنم. پس روز دوم من به مصاف آنها رفتم، هنوز به نزدیکی قلعه ی خیبر نرسیده بودیم که باران تیرهایی که می رفت تا قلب لشکریان را شکار کند از برج و باروی قلعه ی مستحکم خیبر، بر سرمان باریدن گرفت. تا این صحنه را دیدم به ابوبکر حق دادم که از حمله چشم پوشی کند، ما نمی توانستیم حتی به چند متری قلعه برسیم، چه برسد به اینکه بخواهیم با یهودی ها جنگ تن به تن کنیم و طبق تعالیم اسلام حفظ جان واجب است، چون می دانستم اگر بر فرض محال بتوانیم خود را به قلعه برسانیم و درش را بگشاییم که اصلا نمی توانستیم، می بایست با «مرحب» بزرگترین و شجاع ترین جنگجوی یهودی که آوازه اش از حجاز هم فراتر رفته بود، دست و پنجه نرم کنیم که محال بود از زیر تیغ او جان سالم به درببریم، پس مصلحت آن بود که جان خود حفظ کنیم و فرار را بر قرار ترجیح دادیم و البته بهترین کار ممکن همین بود. بعد از برگشتن از خیبر با ابوبکر به نزد حضرت رسول رسیدیم و متفق القول گفتیم که محال است ما به خیبر و فدک و روستاهای یهودیان دست یابیم، چون آنها فناوری های پیچیده نظامی دارند و پهلوانانی بی نظیر چون مرحب بن حارث دارند و از آن گذشته برج و باروی خیبر آنقدر مستحکم است که محال است کسی بتواند به آن دست پیدا کند. تا این حرف را زدیم، پیامبر سرشان را پایین انداختند و اندکی به فکر فرو رفتند، انگار چیزی به او الهام شده باشد و شاید وحی خدا بر او نازل شده بود، سرشان را بالا گرفتند و با لبخندی پر معنا و طمأنینه ای در صدایشان فرمود:«فردا پرچم را به دست کسی می دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست دارند» تا این سخن را از دهان پیامبر شنیدم فهمیدم آن شخصی که چنین عزیز است حتما پیروز میدان است و در دل آرزو کردم آن شخص من باشم، البته ابوبکر هم دوست داشت او باشد و ما فکر می کردیم کسی جز من و ابوبکر نمی تواند باشد، آخر پهلوان عرب علی بن ابیطالب بود و او هم مدتی بود به چشم درد مبتلا بود و همین درد باعث شده بود که در جنگ با یهود نتواند شرکت کند و آنچه از اخبار بر می آمد این روزها چشم درد علی شدت یافته بود، پس علی با این حال بیمارش نمی توانست آن شخص پیروز باشد. آن شب را تا صبح در دل دعا دعا می کردم که فردا پیامبر مرا به حضور فرا خواند و بار دیگر فرماندهی سپاه اسلام را به من دهد و من جلو بروم و با تکیه بر امداد الهی پیروز میدان باشم که فردا صبح... ادامه دارد... 🖊 : طاهره_سادات_حسینی 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi