امشب تمام ِ کلمات ِ جوشنکبیر
داشت خدارو باتموم ِ وجودش بهم
معرفی میکرد :
میگفت نگاه کن ، کریمِ، رحیمِ، بخشندهس
ستار العیوبِ، بزرگه و . . .
انگار یهسیلی خوابوند تو گوشم و
منو بیدار کرد 💔 ›
هِناس:)"
امشب تمام ِ کلمات ِ جوشنکبیر داشت خدارو باتموم ِ وجودش بهم معرفی میکرد : میگفت نگاه کن ، کریمِ، رح
گیرم کهخدا ببخشد ز شرمندگی چه کنیم ؟
هِناس:)"
گیرم کهخدا ببخشد ز شرمندگی چه کنیم ؟
744.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شک ندارم که خطا کارم و بد! : )❤️🩹
هِناس:)"
دیشب یه کار به شدت قشنگ انجام دادم.
که هنوز هم اکلیلای قشنگ اون کار توی قلبم هستننن🥲💖
هِناس:)"
که هنوز هم اکلیلای قشنگ اون کار توی قلبم هستننن🥲💖
با بچه ها برای تجمع رفتیم.
اونجا چند دسته بسیجی بودن و در حال گشت زنی بودن:)))
هِناس:)"
با بچه ها برای تجمع رفتیم. اونجا چند دسته بسیجی بودن و در حال گشت زنی بودن:)))
چند نفر براشون گل بردن و ازشون تشکر کردن!
دروغ چرا ولی گل هاشون چشممو گرفتتت😂
هِناس:)"
چند نفر براشون گل بردن و ازشون تشکر کردن! دروغ چرا ولی گل هاشون چشممو گرفتتت😂
منم که به شدت عاشق گلم!
چند تا دختر بودن که رفتنو گلای اونا رو گرفتن...
اومدیم که بریم...
هِناس:)"
منم که به شدت عاشق گلم! چند تا دختر بودن که رفتنو گلای اونا رو گرفتن... اومدیم که بریم...
هوا خیلی سرد بود .
تا چایی داغ رو توی دستم گرفتم نگاهم کشیده شد سمت برادران بسیج🖐🏻
هِناس:)"
هوا خیلی سرد بود . تا چایی داغ رو توی دستم گرفتم نگاهم کشیده شد سمت برادران بسیج🖐🏻
گفتم آغا تو برو براشون چایی ببر اینا خستن.
شاید یه گلی چیزی هم بهت بدن😂🤦🏻♀
هِناس:)"
گفتم آغا تو برو براشون چایی ببر اینا خستن. شاید یه گلی چیزی هم بهت بدن😂🤦🏻♀
رفتم سمت موکب و سینی چای رو برداشتم.
رفتم سمت آقایون و یکی یکی خسته نباشید گفتم و چایی دادم .
لبخند روی لباشون و اینکه انقدر خوش برخورد بودن کلی اکلیل به دلم پاشید🥰❤️