هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
داشتنِ نگاه اینجوری بهشون که، خواهرمید و نگرانتونم، خیلی سخته، هرچند برای معاندهاشون حتی اصلا دلمم نمیخواد چنین فکری بکنم. اما اون قشری که جدا نمیفهمن دارن بابِ چه فاجعهای رو باز میکنن، مخاطب ماهستن. نمیدونم چطوری، هیچ ایدهای نسبت بهش ندارم : ) ولی میدونم بی تفاوت نباید بود، بی تفاوت نبودن گاها حتی یه نگاهه یه واکنشیه که شاید فقط خود اون آدم میشنوه، همین.
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
شکل جامعه اینجوری شده که دخترهای محجبه و چادری رو در همه مکانها عمومی احساس خفگی میکنن، چرا؟ چون اونها در القای حسِ متفاوت بودن و انزجار نسبت به ما خیلی خوب عمل کردن "ما مهربون باشیم اونا بفهمن ما مهربونیم" سالهای سال مهربون بودیم و نظرشون عوض نشد و نخواستن که بشه : ) بیخیال این اسلام زیادی رحمانی بشیم و این حس انزجار رو برگردونیم. ما واقعا نه کمیم نه تنها، فقط نمیدونم شاید یه اندازه دختری که هفته پیش تو مترو منو محکم هُل داد، باور نداریم که ما حق به جانبیم.
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
من آدم تندیم، گاهی عصبی میشم از رفتار هیجانی خودم ولی بنظرم گرد و آروم و مهربون بودن با این جماعت هم بسه : )
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
سالهاست با دروغ و بهانه ما باید ساکت باشیم. چون الان به دلایل دروغ خودشون غمگین و خشمگینن، به کتفم. به کتفم که خشمگینی، از چی؟ از کشتههایی که نمیتونی چهارتا اسماشونو کنارهم بزاری؟ از چی؟ از اینکه برای وطنت ویرانی طلب کردی؟ از اینکه اکثریت این جامعه مذهبی و مسلمانن و شما رسما و علنا دارید اعتقاد همه اینارو زیر و پا میگذارید و بهش دهن کجی و توهین میکنید؟ از اینکه اکثریت مسلمان این جامعه حق ابراز وجود و عقیده ندارند در کشور اسلامی؟ من شبیه آقا نیستم، من دوستون ندارم، من نمیتونم براتون دعاهای خوب بکنم، من شماروهم هم، مثل اسرائیلی جماعت، دشمن میبینم، ولی بغل گوشم. متاسفم ولی ما این کشور و این مملکت و این نظام رو همینجوری که هست، جمهوری (که ما مردمیم نه وطن فروش) و اسلامی نگهمیداریم. بس : )
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
در هرحال امیدوارم همه باهم عاقبت بخیر شیم، فکر نمیکردم زندگی اینقدرها سخت باشه..
بچهها نمیدونم شاید واقعا باورش براتون سخت باشه. ولی از وقتی مردمِ تهران از سفرهای جنگیشون برگشتن، همهچیز چندین برابر بدتر شده توی پوشششون. دختربچههای سیزده چهاردهساله شبیه به روسپیها و هرزهها لباس میپوشن. دیگه هیچ حد و حدودی کسی برای خودش قائل نیست. هیچ شرم و حیایی در زنها وجود نداره. بعضی خیابونها که میرید واقعا هیچ تفاوتی با مثلا یه خیابون توی شهری در کشور فرانسه یا آلمان یا آمریکا نداره. بلکه به مراتب بیشرمانه و شوکهکنندهست. به حدی که من به فرزندم در آینده فکر میکنم و روم نمیشه از خونه بیارمش بیرون با این حد از بیحیایی. یه وقتی هست که بیحجابی ناشی از بیحیایی نیست. لباسهایی که اون شخص میپوشه نرمال و حاصل عقل سلیمِ یه فردی هستن که به حجاب معتقد نیست اما برای خودش حدودی قائله و هر لباسی رو مناسب هرجایی نمیدونه. ولی یه وقتی هست که شخص هیچ شرم و حیایی براش باقی نمونده و هر لباسی رو مناسبِ پوشیدن تو خیابون میدونه. خب تا کجا آخه :))))))
تو این جامعه چطور میخوای بچهی سالم تربیت کنی؟ بچهای که بتونی بفرستیش مدرسه، کلاس تابستونی، با دوستاش تفریح، دانشگاه، و هزارجای دیگه. به چه امیدی؟ با چه خیالِ آسودهای؟ چجوری میشه با امنیتِ خاطر زندگی کرد؟
دفتر خاطرات خانوم علیا -
بچهها نمیدونم شاید واقعا باورش براتون سخت باشه. ولی از وقتی مردمِ تهران از سفرهای جنگیشون برگشتن،
حیا، حیا خیلی چیز مهمیه بچهها.
اجازه ندید شرم و حیاتون از دست بره.
هدایت شده از کاشابربودم.
🎒| این یادبودها، به یاد جانهای عزیزِ از دست رفتهی مدرسهی شجره طیبه تهیه شدن. هرکدوم از این کولهپشتیهای کوچک، قراره حامل نام و یاد یکی از نهالهای به بارنَنشِستهی مینابی باشن و در مسیر اربعین، به دست بچههای عراقی برسن. باشد که آدمهای بیشتری در جهان در سوگ و رنج بزرگ ما شریک بشن.
اگر مایل به مشارکت بودید🌟
6037991527887149به نام کاووسی [سهم هر رزق حدود ۱۵ هزارتومن در نظر گرفته شده.] پیشاپیش ممنونم که در بیشتر دیده شدن این پیام کمک میکنید.🪽