دارم برای رسیدنِ بلوبانکِ آبی جدیدم ذوق میکنم درحالی که موجودیم ۹ هزار ریاله.
خانوم علیا ؛
دارم برای رسیدنِ بلوبانکِ آبی جدیدم ذوق میکنم درحالی که موجودیم ۹ هزار ریاله.
وای آبیِ جدیدش خیلی قشنگه بچهها🙏🏻✨
واقعا مهمه که طرف مقابلتون شما رو چطور ببینه و توی ذهنش بسازه. یه نفر با همهی لطافت و کودکِ درونِ زنده و پرجنبوجوشتون، پختگی شما رو هم میبینه و میتونه همپای شما هم بچه بشه و هم بزرگ باشه، و یه نفر هم شما رو فقط یه بچه میبینه که بزرگ نشده و همهی رفتارهاش بچگانهست و نمیتونه رفتارهای بالغانهی شما رو تشخیص بده، قاطی میکنه. با آدمی که نمیتونه به شخصیت شما احترام بذاره توی هیچنوع رابطهای نمونید. دوستی، رفاقت، نامزدی، هرچی.
واقعا آدمی که به شخصیتتون احترام نمیذاره پشیزی ارزش توجه و احترام دیدن نداره. خودتون رو کوچیک نکنید.
دیگه توی ایتا احساس تنهایی میکنم. خیلی از ادمینها رو نمیشناسم و اونا هم من رو نمیشناسن. کسی موقع زیارت یادم نمیکنه. ممبرهای کانالم رو ۳۵۰ تا قفل کرده و امکانات ایتا دیگه راضیم نمیکنه.
اینجا رو نگه میدارم و توش مینویسم چون قدر چهار سال خاطره توش نوشتم. اما احتمالا دیلیِ اصلیم رو ببرم تلگرام و اونجا از اول شروع کنم. احتمالا. اگر دوست داشتید تلگرام رو هم داشته باشید توی دایرکت مسیج بنتالصمود یا ناشناس تلگرام پیام بدید لینکشو براتون بفرستم.
بعضی وقتها نمیدونم باید به خودم حق بدم یا نه. وقتهایی که از صبح کار خونه کردم و برای شام از آغاز پروسه تا شستن آخرین ظرف چهار ساعت نان استاپ سر پا بودم و هیچ کمکی دریافت نکردم، و از خستگی گریهم میگیره، به این فکر میکنم که واقعا این خستگی طبیعیه؟ این حجم از خستگیِ اشکدرار طبیعیه یا فقط من برای این مسئولیت کوچیکم؟ یا هنوز زندگی رو بلد نیستم که اینقدر خسته میشم؟ قراره عادت کنم یا اینکه یاد بگیرم چجوری کمتر خسته بشم؟ نمیتونم تشخیص بدم باید به خودم حق بدم یا نه. نمیتونم تشخیص بدم هنوز کوچیکم یا فقط کارهام به طرز ناشیانهای زیادن؟ درواقع اینجور وقتها با همهی وجودم نیاز به یه آغوش امن و بیشتر از اون، کمک دارم...