اونقدری که وقتی بهش فکر میکنم،
شیرینیِ زمانی که با تلاشِ خودم بهش رسیده باشم زیر زبونمه... این خیال قشنگ هست ولی تا وقتی براش تلاش نکنم خیال میمونه و آسیبش بیشتر از اینه که هدف نداشته باشم.
بعضی وقتا منِ درونم، به منِ بیرونم خیلی توسری میزنه که چرا تلاش نمیکنی؟
امروز به اندازه خیلی کافیای حالم خوب نبود و الان با اتفاق سر سفره دیگه نور علی نور.
یه اتفاقایی واقعا غیر قابلِ جلوگیری و بخشی از قانونِ ممانعت ناپذیرِ زندگیه. واقعا نمیشه کاریش کرد. تنها کاری که از دست خودت بر میاد سوختن و سوختن و سوختنه.
وقتی نیاز داری به یکی تکیه کنی و آروم بشی،
و دقیقا همون موقع باید یکی دیگه رو آروم کنی.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
وقتی از کنسرت حرف میزنم، منظورم کنسرت همچین آهنگیه.