eitaa logo
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
331 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
202 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس.
مشاهده در ایتا
دانلود
خر حمالیه رسما. درس خوندن؟
میخواستم عید به درس فکر نکنم یکم، استراحت کنم، مغزمو آروم کنم، خالیش کنم، یکمممم استراااااحت بدممممم به این فلک زده‌ی بدبخت. ولی رسما داره گند میخوره توش.
الانم فقط میخوام یکم فکر نکنم به این ۶۰ بار ریدینگ مسخره و سردردمو آروم کنم و بفهمم زندگی چطوری میگذره دور و برم؟
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
جداً درد دارم .
دو سه روز اول دردی که تو پام احساس می‌کردم بی‌نهایت شدید و نفس تنگ کننده بود. یه وقتایی فقط لحاف رو می‌گرفتم تو مشتم و چشمامو رو هم فشار می‌دادم. هنوز بهش فکر می‌کنم گریه‌م می‌گیره. یکی باید می‌بود که من وقتی از دردِ اون روزا می‌گم به قدری که اون موقع خودمُ نگه داشتم و گریه نکردم از درد، براش گریه کنم.
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
امروز گفت به روزی فکر کن که اینقدر خوب شدی که بتونیم با هم قدم بزنیم! خندیدم .. گفتم منتظر اون روزم
حالا می‌تونم. می‌تونم راه برم. حتی یواش یواش سعی می‌کنم دوباره بدوام هرچند اولش درد داره. ولی کجایی که بگی اون روزا اومدن؟
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
دیگه نا شکری نمی‌کنم :))))))
درسته که دلم برا اون روزا تنگ شده. ولی هنوزم سعی می‌کنم ناشکری نکنم خداجونم.
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
آبگوشت سوخته چه طعمی داره خانومِ علیا؟
اون روز درد و حس بی‌فایدگی و عصبانیت و تنهایی و همه چی قاطی شده بود و نتونسته بودم غذا رو خوب درست کنم و راه رفتن خیلی سخت بود و می‌خواستم بمیرم اصلا.
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
۵ بهمن ۱۴۰۱ -
اون روز واقعا حس خوبی رو تجربه کردم بعد مدت‌ها هوای آزاد و کفش پا کردن. ولی خب اون حجم از غصه و گریه و بغضِ بعد از تماس تصویری با بچه‌ها :))))) فراموش نمی‌شه...
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
وقتی رفته بودم دکتر جلسه دوم گفت دردی که الان داری مثل درد هفته پیشه؟ گفتم یادم نمیاد 😃 و با بابام خ
مشقت از پله بالا و پایین رفتن، واقعا وحشت‌ناک بود. طوری که اون روز برگشتنی اونقدر خسته شدم از طبقه‌ی دوم به بعد زحمت و فلاکت و رنجِ چهار دست و پا پله‌ها رو بالا اومدن به جون خریدم.