eitaa logo
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
338 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
200 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس.
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم میخواد ادبیات عرب بخونممممم.
اسم پسرامُ میذارم محمد حسن و امیر حسین و محسن.
اسم دخترامم می‌ذارم زینب و رقیه و رضوانه.
حیدر و عباس و محمد تقی هم یه فکری می‌کنیم حالا.
ولی بچه‌ها، اسمِ محمدتقی رو اگه بذارین رو بچه‌هاتون (و خوب تربیتشون کنین) بُرد کردین، یه سِرّی توی این هست که این همه عالم داریم با این اسم.
خدایا ما رو از دست بچه‌های زرزرو نجات بده.
نباید الان که تا سایت ایتا رفتم دلبستگی‌م به پیامای گذشته یادم میومد :)
چه خبر از روز پنجم ماه رمضون؟
هدایت شده از 𝖡𝖳𝖬
چالش نوشتن 30 روز روز 1: شخصیت خود را توصیف کنید روز 2: چیزهایی که شما را خوشحال می کند. روز 3: یک خاطره. روز 4: مکان هایی که می خواهید بازدید کنید. روز 5: پدر و مادر شما روز 6: مجرد و شاد روز 7: فیلم مورد علاقه روز 8: قدرت موسیقی روز 9: درباره شادی بنویسید. روز 10 : بهترین دوست شما روز 11 : درباره خواهر و برادرتان صحبت کنید روز 12 : سریال تلویزیونی مورد علاقه روز 13 : کتاب مورد علاقه روز 14 : سبک خود را توصیف کنید روز 15 : اگر می توانستید فرار کنید، کجا می رفتید؟ روز 16: کسی که دلم برایش تنگ شده روز 17: راه هایی برای به دست آوردن قلبم روز 18: سی واقعیت در مورد خودم روز 19: اولین عشق من روز 20: علاقه شما به افراد مشهور روز 21: درباره عشق بنویسید. روز 22: درباره امروز بنویسید روز 23: نامه ای به کسی، هر کسی روز 24: در مورد درسی که آموخته اید بنویسید. روز 25: چیزی با الهام از تصویر یازدهم در تلفن شما روز 26: مدرسه شما روز 27: کسی که به من الهام می دهد روز 28: درباره دوست داشتن کسی بنویس. روز 29: اهداف من برای آینده روز 30: در مورد احساسی که هنگام نوشتن دارید بنویسید.
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
چالش نوشتن 30 روز روز 1: شخصیت خود را توصیف کنید روز 2: چیزهایی که شما را خوشحال می کند. روز 3:
روز اول: شخصیت من؟ توصیفِ من با توصیف آدم‌ها از من فرق می‌کند. به طوری که آن‌ها اصلا شبیه هم نیستند! شاید هم به خاطر آن که من خودم را با استعاره و تشبیه و کنایه توصیف می‌کنم. در مستقیم نام بردن ویژگی‌ها اصلا خوب نیستم. من فقط چیزهایی را می‌گویم که شبیه آن‌ها هستم. شخصیتِ من؛ من آدم درونگرای ساکتی هستم که دوست دارد در سکوت آدم‌ها را تماشا کند. با آن‌ها حرف بزند و داستان‌هایشان را بداند. مثل کسی که درون یک حباب آبی، به میان مردم برود. من، اصولا کسی نیستم که اسم خودم را بگذارم مهربان و بخشنده. به نظرم انسان‌های مهربان و بخشنده آدم‌های بزرگی هستند. من، به آسمان و دنیای کتاب‌ها و رنگ سبز و نارنجی و سفید و آواز خواندن و سکوت و شب و ستاره‌ها پیوند خورده‌ام. به غم هم شاید! ولی دخترکی در میان دشتِ سبزِ قلبم، سرخوشانه پیراهن سفید و موهای سرخش را به دست باد داده و می‌رقصد و می‌خواند. دختر نوجوانی که نقاشی می‌کشد و سر و رویش رنگی‌ست، کلاه کپ سبز رنگش را روی سرش می‌گذارد و بی‌اعتنا به حرف‌هایی که می‌شنود، رنگین‌کمانِ پُر جنب و جوش و شادیست که هر کجا می‌رود، بوی بستنی می‌پیچد. می‌گویند آدم ساکت و آرامی هستم، ولی خب، چه کسی ایزابل و مایکلا را دیده؟ همه فقط آنه‌شرلیِ ساکتِ نشسته گوشه‌ی اتاق را دیده‌اند. دختری ساکت با چشمانِ مرموز و بی‌تفاوت و خیال پرداز. من؟ شیطنتِ نهفته در سکوت.