یکی از جاهایی که آدم لازمه گاهی بره تا بیدار شه و حواسش به خودش باشه و خدارو بیشتر شکر کنه، بیمارستانه. چون میبینی مشکل تو در برابر خیلیای دیگه واقعا آسونه.
یچیزی بگم، قرص جوشانو اگه نتونستید ببرید یا اگه مثل من نمیتونستید بخورید، قهوه عراقی هایی که تو راه میدن رو حتما بخورید
حقیقتا هم خستگیتونو میگیره هم انرژی میده بهتون، کمک کنندس واقعا
.
تا حالا نخوردم ولی یه جایی خوندم که ممکنه به خاطر گرمای هوا وضعیت بدنتون رو بهم بریزه. احتیاط کنید تو این زمینه به نظرم.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
قسمت بدم به اون لحظههای ناباوری؟
قسمت بدم به اون لحظههای ناباوری؟
دفتر خاطرات خانوم علیا -
#هوالعشق . « ماذا فعلتَ لقلبي ليتمناك لهذا الحد؟ » . با دلم چهکار کردهای که اینقدر میخواهدت..
بیا باور کنیم،
این بار،
دوری ما قرار نیست طولانی باشد...
نمیخواستم گلایه کنم از این جا موندنِ عجیب غریب. ولی نشد. امروز دیگه بغضم شکست. قرار نبود اینطوری بشه. ولی الان میدونم داره چه اتفاقایی میوفته. شایدم نمیدونم. نمیدونم. ولی میشینم یه گوشه و رفتنِ رفیقامُ نگاه میکنم امسال. بغضمُ نگه میدارم برا خودم و با اشکام مامانُ ناراحت نمیکنم. میرم بدرقه دوستام و همسفرام و قلبمُ باهاشون میفرستم پیشت آقای امام حسین. نمیخواستم گلایه کنم. الانم گلایه نمیکنم. هر جور تو بخوای... هر جور تو بخوای آقای امام حسین.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
یک شلوار و لباس اضافه (رنگ تیره باشه حتما سورمهای مشکی، روشن بر ندارید) یه روسری اضافه دو جفت جوراب
یه چند تا سوال پرسیدین درباره لیست که جواب میدم.