eitaa logo
نخل و نارنج ؛
358 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
190 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
از رفتن‌م مطمئن بودم. قطعیِ قطعی. لااقل می‌دونستم یه راهی وجود داره. حالا اونی که اسیرِ هوای خاکستریِ اینجاست، منم. دونه دونه دور و بریام دارن می‌رن. پیامکِ "رفتنی هستی؟" و "حلال کنید" باید جواب بدم و در نهایت می‌شینم تو خلوت خودم، به حکمتی فکر می‌کنم که هیچ‌وقت نمی‌فهم‌مش و کلی دلیل و برهان عقلی و قلبی که با خودم مرورشون می‌کنم. در نهایت همه‌شون می‌گن، ببین، دختر خانوم، جدا شو از عادت‌های دنیایی‌ت، الان اگه حواس‌تُ جمع کنی، هوشیار باشی، یه چیزی به دست میاری که در صورتِ رفتن نمی‌رسیدی بهش. یادته دِی ماه هزار و چهارصد و یک؟ یادته دیگه!
بقیه حتی بیشتر از من دست و پا زدن که بتونم. کلی نذر و نیاز و نگرانی و به آب و آتیش زدن و و و. ولی من خوب می‌دونستم چه اتفاقی افتاده. خوب می‌دونم چرا موندم. شایدم خیلی روشن و واضح مثلِ روز نباشه برام. ولی لااقل یه مهتابی هست که تو این تاریکی مسیر رو بهم نشون میده. روزِ روشن نه، ولی موندن‌م برام مثلِ یه شبِ مهتابی روشنه.
در نهایت انسان تنهاست.
از حرمِ حضرت امیر زنگ زده و نمی‌تونم جواب بدم :)))))
میروم گریه کنم باز دمی را در خود میروم غرق کنم کوه غمی را در خود
نداشتی دیگه، لیاقت نداشتی خانم علیا.
قال ابویِ گرامی: انتخاب‌ها باید طبق واقعیت لحاظ بشه.
امروز با بابا درباره‌ی آینده صحبت کردیم. درباره این که چطور باید تصمیم بگیرم؟ گفت باید منطبق بر واقعیت تصمیم بگیری! نه خیال و رویاهای نوجوونی و جوونی. باید واقع بین باشی. نه این که بر اساسِ بادِ کله‌ت تصمیم بگیری. باید نیاز جامعه و توان و روحیه‌ی خودت رو بسنجی. نه این که دنبال سراب بدویی و تهشم هم هیچی. به دردسر بیوفتی. گفت معلمی بخون. برات برکت داره. به روحیه‌ت می‌خوره، آزادی و حُریت داری، می‌تونی فعالیت‌های جانبی‌ت رو انجام بدی. درآمد داری، آرامش داری، ثبات داری. تکلیف‌ت با خودت مشخصه میدونی داری چیکار می‌کنی. هر چی فکر کردم، دیدم راست میگه. شاید الان منِ کمال‌گرای خیال‌پرداز، نمی‌خواد زیرِ بار کارمندی و دستور گرفتن بره، می‌خواد برا خودش باشه، هر کاری که می‌خواد انجام بده. تنوع طلبه و زیاده خواه، این منِ نوجوون به قول بابا سرش پُر باده. دنبال سراب می‌گرده. منتها نباید اینطور باشه. همانا سعادتِ من در حرف بابا رو گوش دادنه.
سر و کله زدن با تاریخ (غیر از هدفِ نمره امتحان) واقعا خیلی خیلی مطلوبمه.
یهود و شیعه تنها گروه‌های جامعه جهانی و تنها مکاتبی هستن که ادعا می‌کنن جهان مالِ اوناست. در عینِ این که هر دو در اقلیت هستن!
چقدر خوشحالم برای دوستام که توفیق دارن امسال حلاوتِ مشایه رو بچشن :)))
وقتی دو برگ انتهای کتاب، خالی باقی می‌گذارید، آقای نویسنده، جنابِ نادر ابراهیمی، مجالِ دقایقی ادامه‌ی حیات و زیست در میانِ فاصله‌ی کلمات و جملات و بندها و صفحات می‌دهید تا آرام گیرد این آشفته‌بازارِ مملو از دلتنگیِ ما - هنوز پیش از به انتها رساندن اوراقِ کتاب. روزها زیست کردیم با آن‌چه از قلمِ مبارکِ شما جریان داشت بر روانِ ما، و چه نیکوست که پس از آخرین نقطه‌ی آخرین جمله‌ی آخرین بندِ آخرین صفحه از داستانِ حیاتِ صدر المتالهین، بلافاصله، با حقیقتِ به پایان رسیدنِ دورانِ غرق شدن در اعماق جملاتِ نابِ شما در وصفِ حضرت ملا محمد صدر، مواجه نشدیم و واقعیتِ به انتها رسیدنِ گذرانِ اوقاتِ ما با خواندن از ملاصدرا، با بلافاصله مواجهه با جلدِ انتهای کتاب، به صورتمان نکوبیدید. اندک مهلتی ارزانی داشتید جهتِ آهسته پایان دادن به خواندن، که نه تنها خواندن، بلکه زیستن؛ زیستن در میانِ کلماتِ "مردی در تبعیدِ ابدی". متشکرم آقا. متشکرم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ | - علیا، هفت ِ شیش ِ صفر دو | ۱۳:۳۹