هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
اومدم بگم آنهشرلی که میبینم حسِ همزادپنداریم خصوصا این آخرا که بزرگ شده بینهایت و غیر قابل توصیفه. امشب که نتیجهی آزمون یا به قولی کنکورشون اومد، عمیقا دلم خواست سال آخرم باشه و بشینم واقعا برای کنکور بخونم و وقتی با نتیجه دلخواهم قبول شدم، بزنم رو شونه خودم و بگم زحمت کشیدی... بعدم بشینم یه روز کامل گریه کنم. واقعا اگر به چیزی که میخوام برسم برای کنکور میشینم یه روز گریه میکنم. اون احساسِ خوبِ بعدِ قبولی و رهایی نسبی دانشجویی رو میخوام.
آقا اینجا هر کی صحبت میکنه من یه دور قلبم اکلیل بارون میشه از لهجه خوشگل اصفهانی.✨
یه قرآن رنگ نهج البلاغهم رسیده دستم
و الان آدم خوشحالتری هستم.
#انگیزهیکوچک
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#vlog
- طهران _ اصفهان
- سیزده ، چهارده اردیبهشت صفر سه
.
آخرین روز کلاس نهم رو یادآوری میکنم. حالا، امروز، آخرین روزیه که با بچههای دبیرستان سر یه کلاس میشینیم...